…من متهم میکنم

دفاع از بی دفاعان

امیل زولا


امیل زولا یکی از نویسندگان و نمایشنامه نویسان و شاعران فرانسوی بود درسده نوزدهم. او در دوم ماه آوریل ۱۸۴۰ در پاریس بدنیا آمد و در بیست و هشتم سپتامبر ۱۹۰۲ در گذشت. زولا در یک در یک خانواده کاتولیک پا بزندگی گذاشت و مطابق آیین آنان باپتایز شد، اما بعد از این دیانت دوری گرفت. 

بزرگترین و مهمترین اثر فرهنگی-اجتماعی این شخص که باعث شهرت جهانی او شده است دفاع او بود از یک افسر یهودی ارتش فرانسه، سروان الفرد درایفوس. سروان درایفوس از خانواده طبقه بالای یهودی فرانسه بود و درستاد ارتش آنکشور شغل حساسی داشت.  سروان را متهم به جاسوسی نمودند و در دادگاه سری  نظامی  محاکمه و محکوم به به خینات به کشور گردید و با وضعی بسیار نا هنجار و در معرض عام او از ارتش بیرون کردند و در زندان فرانسوی در جزیره داول[1]،  نیوگینز فرانسه در سواحل آمریکای جنوبی محبوس کردند

آخرین کار زولا در کمک به این زندانی نامه سر گشاده او به رییس جمهور وقت فرانسه پرزیدنت “فلیکس فاور[2]” بود که در آن اشاره نموده بود که سروان درایفوس قربانی گروهی خاین شده است که سران ارتش مایل نیستند که خاطی اصلی را کشف کنند. این نامه سرگشاده در روز سیزده ژانویه ۱۸۹۸ در صفحه اول روزناه “اورور/ شفق[3]” بچاپ رسید و منتشر گردید. آن نامه را، زولا اینطور آغاز میکند

جناب اشرف: امیدوارم که بمن این اجازه را بدهید که ناراحتی های خود را در باره نگهداری بدون خلل کارهای شما اشاره کنم، درخشندگی ستاره درخشان شما که در افق خودنمایی میکرد ممکن است در این زمان  و با اضاع فعلی به روشنایی  آن صدمه ای وارد گردد.”  در دنباله چنین آغازه ای زولا به شرح کامل قضیه درایفوس میپردازد و عقیده خود را با برهانهای که داشت به اَطلاع رییس جمهور میرساند. زولا نامه خود را با تهمت هایی به چندین نفر از افسران عالی رتبه ارتش پایان میدهد که آنان را مسئول بی عدالتی به درایفوس دانسته و از اینکه حقیقت را دنبال نکردند بناچار به خیانت کشانده شدند. او برای هر فردی که نام میبرد با جمله ای نگارش خود را آغاز میکند، “من …..را متهم میکنم..[4].” و در دنبال آن  سبب اتهام خود را بیان میکند.   

نگارشی بدین صورتی که زولا برشته تحریر در آورده بود تا آنزمان موجود نبوده و تازه گی زیادی برای نویسندگان و اهل قلم بهمراه داشت. پس از وی گروهی زیادی از انسان دوستان و مخالفین ستم و جرم و آزار کنندگی از این جملات زولا استفاده نموده و مطالب خود را بدان مضمون به اطلاع مردم رسانیدند

گرفتاری درایفوس بر این منوال بود که او را به خیانت بکشور و جاسوسی برای آلمان متهم کردند. علت این اتهام پیدا کردن یک کاغذی بود در سطل خاکروبه وابسته نظامی آلمان در پاریس توسط بانوی روفتگر که از جاسوسان فرانسه بود در آن موسسه. آن تکه کاغذ را اداره مرکزی ستاد ارتش فرانسه با خط کارمندان مطابقت داده و آنرا از آن درایفوس دانستند، اگر چه روش بکار برده برای اثبات امر بسیار نارسا بود.

پس از انتشار نامه زولا، او را به سبب افترا به ارتش به محاکمه کشاندند و در دعوی محکوم شد. برای آنکه زندانی نشود به تشویق دوستان از فرانسه به انگلیس رفت و در تمامی زمان اقامت در آنکشور حمایت از درایفوس را به بهترین حدی انجام داد تا وقتی که دولت وقت فرانسه سقوط نمود و دولت تازه پرونده درایفوس از نو مورد بررسی قرار داد و دریافتند که او بیگناه بود. حکم آزادی درایفوس صادر گردید و تمام درجات پیشین او بوی مسترد گردید و با افتخار به پاریس مراجعت نمود و بکار خود مستقر گردید. 

زولا، چهار سال پس از نگارش نامه خود به پرزیدنت فرانسه در نتیجه مسمویت با گاز کاربن در گذشت. گروهی مرگ او را در نتیجه دستکاری و بستن لوله های بخاری های دیواری او میدانند، بدست مخالفینش. 

من در اینجا فقط چند رقمی از آنانی که از واژه های زولا برای بیان خطا کاری های انجام یافته بهره برداری کرده اند برای شما ذکر میکنم

  • در سال ۱۹۱۳ نماینده مجلس در مکزیکو بنام لوییس مانویل روهاس[5] در یک سخرانی در مجلس سفیر آمریکا   “هنری لن ویلسن”[6] را مجری قتل پرزیدنت “فرانسیسکو.آی. مادرو” و معاونش “ماریو پینو سوارز”[7] معرفی میکند و سخنان خود ترا با این جمله آغاز میکند “هو اکوزو…”[8] بمعنی من متهم میکنم. 
  • در سال ۱۹۲۵ روزنامه فلستینی بنام “لا پالستین “[9] در سر مقاله خود “بالفور”[10] وزیر خارجه انگلیس در باره اظهار نامه اش با جمله “من ترا متهم میکنم…” آغاز میکند. 
  •  در باره گرفتاری های ژ. رابرت اپنهایمر(پدر بمب اتمی آمریکا) [11]با دولت وقت و حذف اجازه امنیتی او و خطر خیانت وی باعث آن شد که دو خبرنگار محقق [12]پس از بررسی کامل بدین نتیجه رسیدند که بیشتر آن اعلامات بر علیه وی در نتیجه حسادت رییس وقت “ا.ای.سی”[13] لوییس استراوس [14] بوده  ونگارش خود را در مجله هارپر انتشار دادند با آغاز جمله ” ما متهم میکنیم…” که منظرشان رییس ا.ای.سی. بود.
  • در نهم ماه جون ۲۰۱۷ مخبر کاخ سفید نیویورک تایمز ، پیتر بیکر، اعلام داشت که شهادت رییس سابق اف.بی.آی. آقای جیمز کومی[15]در مجلس سنای آمریکا بر علیه پرزیدنت وقت آقای ترامپ بهترین شاهدی بود از کاربرد جمله “من متهم میکنم…” که بکار برده شده است. 
  • در سوم ماه جون ۲۰۲۰ روزنامه آتلانتیک اشاره نمود که گفتار وزیر دفاع پیشین آمریکا  ژنرال ماتیس [16]در یک مصاحبه مطبوعاتی که در آن از ترامپ انتقاد نمود چیزی از “من متهم میکنم…” کم نداشت. 

در این زمان، من میخواهم فرد بعدی باشم که از این جمله آنمرد بزرگ بهره ای بگیرم و از آن استفاده نمایم

  • من نخست وزیر اسراییل را متهم به یک جنایتکار جنگ میکنم،
  • من نخست وزیر اسراییل را متهم به جنایت بر علیه بشریت میکنم
  • من نخست وزیر اسراییل را متهم به تعمیم رژیم  فاشیستی در خاور میانه میکنم، 
  • من متعصبین اسراییلی را متهم به جنایت بر علیه مردم عادی فلستین میکنم،
  • من تشکیلات اسراییلی در کشور مان متهم میکنم که بر خلاف قانون برای منافع یک کشور دیگر بطور شدیدی در امور سیاسی و داخلی کشور مداخله میکنند و با دادن کمک های مالی به کسانی که منافع آنان را پشتیبانی کند در انتخابات کشور ما دخالت میکنند. تشکیلاتی بمانند آی پاک. 
  • من دولت های آمریکا را، بیشتر جمهوریخواهان تا دموکرات، متهم میکنم که کورکورانه تحت تابعیت سیاست اسراییل قرار گرفته اند و با ارسال تجهیزات جنگی به اسراییل در قتل عام مردم غیر نظامی آن منطقه شرکت مستقیم دارند. 
  • من گنگره و مجلس سنای آمریکا را متهم میکنم که با تبعیت از سیاست یک کشور بیگانه، منافع کشور خود را در در ردیف ملی و بین المللی درخطر انداخته اند 
  • من دولت آمریکا را متهم میکنم که بصورت یک جانبه از اسراییل دفاع کامل میکند که این کار در دنیا بصورتی تعبیر میگردد که سیاست خارجی آمریکا تحت نظر اسراییل اداره میشود. 

امیل زولا در پایان نامه خود به ریاست جمهور فرانسه اینطور اشعار میدارد:‌ “من با کسانی که متهم کردم آشنایی ندارم، آنان را نمیشناسم، هیچوقت آنانرا ندیدم از آنان انزجار و تنفری ندارم . آنان برای من موجودی هستند با روحیه اجتماعی اهریمنی.  کاری را که من در اینجا آغاز نمودم یک کار چرخشی است که امید دارم باعث انفجار شدید حقیقت و دادگری گردد. فقط نیاز به یک عمل دارم آن هم نور انسانیت  است که بیش از حد تصور مورد شتم و ظلم قرار گرفته است و حق آن را دارد که تغییری بر له آن روی دهد. آین اعتراض شدید من فقط فریادی است از اعماق روح من. مرا به محاکمه بکشید ، بررسی هایتان آغاز کنید، من منتظرم.” با ین جمله زولا نامه را خاتمه میدهد

ملاحظه میکنید که چگونه زولا افکار خود را بصورت بسیار آشکاری نشان داده است . تا چه اندازه تحمل این ستمگری را در کشور خود میتوانست بنماید که بی گناهی را بدانصورت از زندگی محروم کردند و از خانه و خانواده اش جدا نمودند و ننگی را برای کودکان یک فرد بیگناه ببار آوردند. چقدر شاهد بودن در چنین رویدادی برای روح یک انسان واقعی سنگین است. من میتوانم، با گواه بودن به حوادث مشابه به شما اظهار دارم که دیدن چنین رخ دادها باعث درد بی درمانی در درون یک انسان واقعی میگردد، بویژه وقتی درمیابی که هیچ قدرتی در برطرف کردن چنین ضایعه ای نداری. تنها راهی که برایت باقی میماند که بتوانی از آنها استفاده کنی عبارت خواهند بود از قلم تو، روح آزاد تو، و آن نیرویی که در خود احساس میکنی که بایست بر علیه این ستم ها در جنگ باشی. این ها همه در موقعی است که میدانی آنانی که مقابل تو قرار گرفته اند توانایی آنرا دارند که ترا نابود کنند

بمانند زولا آنکسانی را که من نامبردم، هیچکدام را ندیدم و با هیچیک آشنایی ندارم و نداشته ام و هیچ بغض و کینه ای نسبت بهیچ یک ندارم. سبب نگارش و اظهار آنچه گفتم باور من بر اساس داد گستری همگان قرار دارد. عدل کامل برای هر انسان، توجه به مراحل انسانی و احترام به انسانیت و تمام این تفاصیل بدون کوچکترین توجه ای به عقاید. شان، به نژاد آنان، به دین آنان و یا جایگاه تولدشان

آنکاری که که حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳مرتکب شد، یکی از وحشیترین کار های ممکن بود آنان بربریت خود را بخوبی نشان دادند که با هیچ برهانی نمیتوان بر آنکار صحه گذاشت. امیدوارم که مسيولین آن عمل را پیدا و تحت محاکمه قرار دهند و مجہازات لازم را در باره آنان بعمل آورند

در عین حال بر این باورم کار آن جانیان نمیتواند و نمیبایست پایه ای باشد برای متعصبین اسراییلی که دست بکشت و کشتار مردم بیگناه فلستین بزنندکه هیچ دخالتی در آن فاجعه نداشتند. من یقین دارم که خمینی در زمان بدست آوردن قدرت از گروهی از همان ارازل و اوباش یاری گرفت که در کشتن بسیاری از هم میهنان ایرانی در آنزمان دست داشتند. ولی معتقدم که دانش به چنین رویدادی نه بمن و نه بهیچ انسانی اجازه کشتن مردم فلستین را برای جبران چنان واقعه ای  را نمیدهد

تاسف آور است که میخوانیم که هر روز تعداد کشته شدگان فلستینی بدست ارتش اسراییل و مردم عادی و متعصب اسراییلی روی به زیادت گذاشته اند. برنامه صلح که آمریکا در دست تهیه دارد احتمالا بهیچ جا نخواهد رسید، نخست وزیر اسراییل برای بقا خود نیاز به ادامه جنگ و آشوب در آن دیار را دارد. چگونه میتوان پیمان صلح بست وقتی که اسراییل سر کرده دشمن خود را در کشور دیگری بقتل میرساند.؟ آخرین آمار کشته شدگان فلستینی از چهل هزار میگذرد، بیش از ده هزار نفر دیگر وضعشان نامعلوم است و احتمالا زیر آوار و خرابه های ساختمانها مدفونند و ده ها هزار نفر نیز جز مجروحان جنگ هستند

آیا مردم فلستین نمیوانند امیدی برای یک زندگی با صلح و صفا را داشته باشند؟ تنها امید آنان باید به مردم آزاد دنیا میباشد، نه با دولتهای دیگر. ما نمیتوانیم هیچیک از دولت ها را بمانند آمریکا، انگلیس و فرانسه و آلمان پایه ای برای صلح قرار بدهیم دولت آلمان برای فراموش کردن و پوشاندن جرایم آلمان هیتلری بهیچوجه از دفاع دولت اسراییل دست بر نخواهد برداشت. امید ما باید بر نیروی مردم آزاد و صلح طلب جهان قرار بگیرد که آنان به دولت های خود فشار آورده و مجبورشان نمایند که به مردم ظلم شده کمک کنند

در نگارشات پیشین خود کرارا بدین موضوع اشاره کردم که کارهای دولت متعصب اسراییل باعث آن شده و میشود که مردم دنیا، نه دولتها، برعلیه آنان تغییر عقیده دهند و این امر دقیقا برای اسراییل نتیجه مطلوبی را نخواهد داشت و تاریخ نشان میدهد که در حال ازدیاد است و با فریاد “انتیسمتیک” نمیتوان جلوی آنرا گرفت. در اینجا است که باید گفت “ریش و قیچی بدست خود مردم اسراییل است و بس”


[1] – Devil’s Island- of the coast French Guinea in South America. 

[2] – President Félix Fauer.

[3] – L’Auror. 

[4] – J’Accuse/ I Accuse.

[5] – Luis Manuel Rojas.

[6] – Henry Lane Wilson.

[7] – Francisco I. Madero and José Mario Pino Suarez.

[8] – “yo Accuso.”

[9] – La Palestine.

[10] – Arthur James Balfour/ British Foreign Secretary and an advocate of Israel. 

[11] – J. Robert Oppenheimer.

[12] – Joseph and Stewart Alsop of Harper Magazine. 

[13] – Atomic Energy Commission AEC.

[14] Lewis Straus. 

[15] – James Comey.

[16] – General James Mattis. 

Leave a comment