مسبب این رویداد، کیانند
در عرض روزهای گذشته حوادث تازه ای در جهان روی داده است که به باور همگان نگارگر آینده خوبی نمیتواند باشد
بر طبق گزارشات رسیده از خبرگزاری های مختلف، نتیجه رای گیری برای مجلس اتحادیه اروپا بپایان رسیده واز آنچه که اعلام شد و علایم و آثار نشان میدهند، نشانه های خوبی را بدنیا عرضه نمیکند. این نتایج، خبر پیروزی ملی پرستان را در اکثریت کشورها بدنیا بشارت دادند. چنین واقعه ای بویژه در فرانسه بطور خیلی شدیدتری خود را نمایان کرده است بطوری که رییس جمهور آنکشور برای جلوگیری از پیشرفت بیشترآن گروه در سیاست ملی کشور، مجلس را منحل و دستور انتخابات زود رس را داده است. برای من پیدایش چنین امری با آنچه در دنیای امروز میگذرد خیلی غیر مترقبه نبود و چنین پیش آمدی را منتظر بودم. روشن بودن چنین امری مربوط میشود به سابقه اعمال ملل که در طول تاریخ کرارا روی میدهد. بارها در نگارشات پیشین خود بدین امر اشاره کرده ام که : “ملتی که از سابقه تاریخی خود آگاه نباشد قادر به پیش بینی آنچه که ممکن است در آینده رخ دهد نبوده” و در اتخاذ تصمیم نا توان خواهد بود
برای گسترش مطلب و گفتگوی در آن، اجازه میخواهم که چند دهه ای به گذشته بر گردیم و آنچه را که در آنزمان رخ داده است مورد بررسی قرار دهیم. در ۲۸ ماه جون ۱۹۱۴ آرشیدوک فرانز فردیناند [1] امپراتوری اتریش – هنگری در شهر ساریوو[2] بقتل رسید. قاتل فردی بود ازناسیونالیست های صربستان بنام “گارویلو پرنسیپ.”[3] امپراتوری اتریش دولت صربستان را مسَول این واقعه دانست و در جولای ۲۸ سال ۱۹۱۴ بدولت صرب اعلان جنگ داد. بدین نحو جنگ اول جهانی آغاز شد. اگر تاریخ را اندکی تندتر ورق بزنیم و به جلو بیاییم، در تاریخ ۱۷ ماه می ۱۹۱۵ یک زیر دریایی آلمانی کشتی مسافر بری لوزیتانیا [4]را غرق کرد و از بین مسافران آن ۱۲۸ نفر آمریکایی بودند که همه بقتل رسیدند. دولت آمریکا در شش آوریل ۱۹۱۷ به آلمان اعلان جنگ داد. جنگ جهانی اول تا سال ۱۹۱۸ بدرازا کشید و با شکست آلمان خاتمه یافت. دولت آلمان پیمان آتش بس را در یازدهم نوامبر ۱۹۱۸ در شهر کامپیین[5] فرانسه امضاء نمود و پیمان صلح در تالار آیینه کاخ ورسای[6] در فرانسه در تاریخ ۲۸ ماه جون ۱۹۱۸ بامضاء رسید که از تاریخ دهم ژانویه سال ۱۹۲۰ قابل اجرا گردید
پیش از امضاء پیمان صلح، پرزیدنت وقت آمریکا، ودرو ویلسن[7] سخنرانی مفصلی در این باره ایراد نمود که دارای چهارده مطلب بود و آن سخنرانی معروف شد به “سخنرانی چهارده مطلبی ویلسن.[8]” در پایان گفتار خود، اشاره به تشکیل سازمانی نمود بنام “جامعه ملل” که بعد ها با تغییر و تبدیلی بنام سازمان ملل معروف گردید
پیمان صلح دارای ۴۴۰ ماده بود که ماده ۲۳۱ قابل اهمیت بسیار میباشد. اینطور بنظر میاید که آن ماده را متفقین، انگلیسی و فرانسوی فقط برای خفیف کردن و پایین نگهداشتن آلمانی ها در آن پیمان گذاشتند. آلمان را مجبور کردند که تمام زیان های وارده به متفقین را برای جنگ بپردازند و تمام مستملاک خود را در هر جای دنیا که داشتند از دست بدهند. نفرات ارتش و تجهیزات جنگی آنرا محدود نمودند، بمانند تعداد تانک و هواپیما و کشتی های جنگی
بنظر اینطور میاید که با چنین پیمانی متفقین میخواستند آلمان را ازداشتن کوچکترین احترام بین المللی محروم کنند. آنان پیمان صلح نمیخواستند بلکه در صدد بودند که از آلمان انتقام بگیرند. از شواهد اینجور بر میاید که پرزیدنت ویلسن از چنین کاری راضی نبود و آنرا بر خلاف اخلاق میدانست و به همین منظور آمریکا با آلمان پیمان صلح جداگانه امضاء نمود. برای من شکی نیست که رفتار فرانسه و انگلیس با آل مان پس از پایان جنگ اول جهانی ، باندازه زیادی در ایجاد فاشیسم نازی موثر بوده و در ایجاد جنگ دوم دست داشته است. هیتلری بوجود آمد که خیلی به آسانی توانست ایدیولوژی خود را برای تشکیل یک آلمان توانا به مردمی که تحت فشار اقتصادی زیاد در نتیجه آن پیمان صلح بودند بقبولاند. آیا از آنزمان تا بامروز، زمامداران باصطلاح دول آزاد جهان، توانستند از این رویدادها درسی بگیرند؟ ابدا، خیر
پس از پایان جنگ دوم متفقین همان اقدام فاتحین جنگ اول جهانی را دوباره با اندکی تغییر پیش گرفتند. سازمان ملل متحد را بجای جامعه ملل را ایجاد نمودند. و دنیا را در همان محور همیشگی خود در گردش باقی گذاشتند. فرآورده جنگ باعث انتشار ایدیولوژی های متفاوت گردید که خود موجب پیش آمدهای ناباب دیگری شدند. جنگ های بسیاری، کوچک و بزرگ در نقاط مختلف دنیا بوجود آمد. این جنگ ها باعث برخورد بین مردم گردیدند و سبب آن شدند که گروه های بزرگ و کوچک از کشورهای خود بسبب عدم ثبات وصلح به کشور های دیگر کوچ کنند. جنگ های خاور دور من الجمله جنگ ویتنام، حمله و اشغال افغانستان بدست روسیه شوروی، ایجاد فرقه طالبان بدست ایالات متحده آمریکا و غرب جزیی هستند از آنچه بوقوع پیوست. دول باختری گرفتاری ها و اشکالاتی در خاور میانه بوجود آوردند که خود از حل آنها در گل وا ماندند
کودتای ۱۹۵۳ ایران توسط آمریکا بسود انگلیس و چند دهه بعد برداشتن شاه و جایگزین کردن او با مشتی نادان و بیوطن و آدم کش، بدون داشتن کوچکترین آگاهی از نتیجه آنچه را که باعث میشدند، گرفتاری بزرگی برای مردم آن سرزمین ایجاد کردند که تا امروز ادامه دارد و با نادانی خود، نه تنها ایران بلکه تمامی نواحی خاور میانه را در معرض نا امنی بزرگی قرار دادند. با ایجاد و پیروی از یک سیاست بسیار نادرست، دولت آمریکا کرارا عدم صلاحیت خود را در رهبری کشورهای آزاد به جهانیان عرضه نمود
در باره کردارو جنایات انگلیسی ها در افریقای جنوبی و هندوستان مطالعه کرده ام و شخصا شاهد کارهای خلاف انسانی آنان در ایران در زمان جنگ دوم جهانی بوده ام. آنان با ایجاد قحطی ۱۹۱۷-۱۹۱۹ بیش از نیمی از مردم ایران را بقتل رساندند (در حدود ده ملیون نفر). جنوسایدی که در تاریخ نامی از آن برده نمیشود و انگلیسی ها را در هیچ دادگاهی محاکمه نکرده اند
در دوران جنگ بین المللی دوم، ایران، دوباره زیر چکمه های جانیان انگلیسی و روسی قرار گرفت. وآنان همان روش سابق را مجددا در باره غله در ایران ایجاد کردند. اجازه نمیدادند که دولت آمریکا غله لازم را بایران بفروشد. آنگلیس نمیخواست که اندکی از ظرفیت راه آهن ایران جهت حمل اغذیه برای مردم آنکشور مصرف شود[9]، زیرا میبایست لوازم جنگی به روسیه برساند. اگر این امر موجب مرگ و نابودی مردم ایران میشود اشکالی ندارد و چه بهتر
عراق را با نشان دادن اسناد دروغین، بر علیه رهبر آنکشور، اشغال نمودند. حمله بی نتیجه و جنگ با افغانستان بعلل واهی و بدون ارزش صورت گرفت، چون هیچ مفری در این باره نیافتند تصمیم گرفتند که آنکشور بدست همان کسانی که برای آزدایش با آنان مجنگیدند رها کنند و خود را از آن بلیه بیرون کشند. به اجبار بلیون ها دلار از ابزار جنگی را در آن سرزمین باقی گذاشتند. نتیجه چنین کار کرد بی ثمری، برای مردم آمریکا صد ها بلیون دلار خرج برداشت و هیچکس مسَولیت آنرا نپذیرفته است. چرا آنانی که چنین زیان فاحشی به کشور زدند مورد محاکمه قرار نمیگیرند؟ آیا این کار ها خیانتی به ملت آمریکا نبود؟ چرا از نخست به چنین کارهای بدون ارزشی دست زدند، منظور دولت آمریکا از چنین دست اندازیها چه بوده است؟
پیروی کورکورانه آمریکا از سیاست انگلیس چیست و چه بود؟ جز اینکه ان کشور را در دید مردم دنیا بصورت یک دولت متجاوز معرفی نمود که به هیچ اصول و قانون بین المللی پای بند نمیباشد. آمریکا پیشنهاد دولت انگلیس را در ایجاد کشور اسراییل را در سرزمین فلستین پذیرفت، بدون اینکه عواقب آنرا در نظر بگیرد و یا اینکه بداند که برای مردمی که در آنجا زندگی میکنند چه پیش خواهد آمد و همزیستی این دو فرقه با یکدیگر چگونه خواهد بود. متعصبین اسراییلی با یاری آمریکا و با در دست داشتن اسلحه لازم از آن كشور، مردم فلستین را تار ومار کردند و اموال و املاک ومساکن آنان را از دستشان گرفتند و باعث بی خانمان شدن ملیون ها فلستینی گشتند، که مجبور بپناهندگی در کشورهای دیگر گردیدند.
همزیستی پناهندگان با مردم کشوری که آنان را پذیرفتند، نه تنها با شهد و شکر آمیخته نیست بلکه اغلب همراه با برخورد های نا مساعد میباشند. فرهنگ های مختلف، وجود استاندارد های گوناگون که ممکن است بصورت ضد و نقیض در آیند و دو گروه را بصورت مخالف و حتی دشمن در اورند، عواملی میشوند که بالاخره منتج به ایجاد انزجار مردم کشور مهماندار از تازه واردین گردد. دهه ها میگذرد و چنین پدیده هایی تبدیل به دشمنی بین این گروه ها میشود که یکی از فرآورده های آن ایجاد ناسیونالیسم است در کشور های مهماندار وپیدایش تروریسم است در میان پناهندگان
نتیجه آخرین انتخابات اتحادیه اروپا چشم انداز نا خواسته ای بود از این رویدادها. اگر به گزارش دی.پی.ای. نگاهی کنیم این جریان برای ما کاملا روشن خواهد شد[10]. این تغییرات در انتخابات کشور های خارج از اتحادیه اروپایی نیز کاملا مشهود بود. مثلا در انگلستان، یک کشور خارج از اتحادیه، حزب مستقل انگلیس[11] برای اولین دفعه در صد سال اخیر در آن کشور ۲۷.۹٪ رای آورد (رویتر)
مجلس اتحادیه اروپایی دارای ۷۲۰ عضو میباشذ که از کشور های عضواتحادیه انتخاب میگردند و متعلق به احزاب مختلف میباشند جدول زیر تعداد اعضاء این مجلس را در آخرین انتخابات ۲۰۲۴ نشان میدهد و آنرا با تعداد اعضاء مجلس پیشین (۲۰۱۹) مقایسه میکند که نشان میدهد تعداد اعضاء فوق ناسیونال بطور قابل ملاحظه ای در بیشترین کشور ها زیادت یافته اند. معنی این رویداد چیست؟ و آنرا چگونه باید تفسیر نمود؟ این امر نشان دهنده عدم رضایت مردم کشورها از طرز کار و رفتار کشور های رده بالا میباشد. آتشی که بدین ترتیب روشن شده است در نتیجه ندانم کاری دول غرب روز بروز شدید تر میگردد
کارهای نا بخردانه آمریکا و هم دستانش در خاور میانه، با کارهایی که انجام داده اند و بدانها در پیش اشاره شد یکی از بزرگترین دلایل مهاجرت مردم آنکشور ها بدیگر نقاط شده اند
| Parties | EPP | S & D | Renew | ECR | ID | Green | Left |
| 2024 | 26.3% | 18.8% | 11.00% | 10.6% | 8.1% | 7.4% | 5.4% |
| 2019 | 25.4% | 20.0% | 14.2% | 9.5% | 8.2% | 10.1% | 5.4% |
| % {Increased} | 0.09% | 1.2% | 3.2% | 1.1% | 0.1% | 2.7% | 0.0% |
در صد ازدیاد گروه های راست گرا (اولترا ناسیونال) در مجلس اتحادیه اروپایی در انتخابات ۲۰۲۴ که قریب بتمام کشور ها مشهود است
باهمه این گرفتاریها اختلاف نظر بین اسراییلی ها و فلستینی ها پس از دهه ها نه تنها آرامشی نمییابد بلکه روز بروز رو به افزایش میباشد. مبحثی که بارها در باره آن در نگارشات پیشین اشارت نموده ام. اسراییل را در محلی ایجاد کردند که بیش از هزار و پانصد سال است که مقر گروهی است بنام فلستینی ها. آنچه که برای من حایز اهمیت است این است که سرزمین را باسراییلی ها دادند، اما برای اهالی آن جایی را در نظر نگرفتند! آیا این دول بزرگ هیچوقت فکری کردند که کسانی که در آن سر زمین زندگی میکردند بکجا باید بروند؟ یا اینکه وجود و یا عدم آنان برای آن بزرگواران بدون اهمیت است. وضع زندگی این افراد را شخصا در دیدارم در اردن ملاحظه کرده ام. حالتی بس رقت بار!
مردم دنیا شاهد نگون بختی ملیون ها مردم فلستینی بودند که پس از ایجاد اسراییل بدون خانمان شدند. برنامه انگلیس-آمریکا آنان را از زندگی ساقط نمود و آواره سر زمینهایی کرد که گرداننگان آنها نه علاقه به این نگون بختان دارند و نه مایلند که در سرزمین آنان زندگی کنند. راهی جز جنایت را برای آنان باقی نگذاشتند. آنان را، البته بدرستی به نام “تروریست” مینامند برای اعمال شان. نامی کاملا صحیح. همان کار ها را آمریکایی ها، انگلیسی ها، فرانسوی ها و اسراییلی ها دایما انجام میدهند، چرا آنها را تروریست نمیخوانند؟ برای آنکه قلم در کف دشمن است مگر خود اسراییلی ها نبودند که حماس را ایجاد کردند تا بر علیه فلستینی ها بجگند؟
اسراییلی های متعصب از آغاز، برنامه نادرستی را دنبال کردند که مقاصد خود را با زور و با ازبین بردن و نابودی فلستینی ها بدست آورند. آیا نمیتوانند درک کنند که مردم دنیا بکار آنان واقفند آیا نمیتوانند درک کنند که با اعمالشان هیتلری نوینی را بوجود میاورند. نه فردا ویا سال آینده، بلکه پنجاه سال و یا صد سال دیگر. چرا سردمداران واقعی اسراییلی با دارا بودن هوش سرشار و خدادای خویش زمام امور کشور را بدست نمیگیرند. دنیا بر علیه آنان نیست اما بر آنان است که سکان کشتی را بدست گیرند. نتان یاهو و امثال او نبایست جایی از اعراب در سیاست اسراییل داشته باشند. جای او بایست در همان جایی باشد که هیتلر و خمینی و خامنه ای و استالین و موسولینی و امثال آنان قرار دارند. داشتن بمب اتمی ممکن است تضمینی برای آینده نزدیک باشد ولی لازمه کشور داری نیست. در این زمان نتان یاهو همان اعمالی را با فلستینی ها انجام میدهد که هیتلربا یهودیان در دهه ۱۹۳۰ و چهل با مقیاسی دیگر انجام میداد
من، شخصا برای کشور و مردم اسراییل اهمیتی بسیاری را قایل هستم. امید من بر این است که آنان بتوانند با همسایگان خود با دوستی و تفاهم کامل زندگی کنند. و با فرهنگ والای خود در درمان الام مردم گام بردارند. آنان باید بدانند که بیشترین کسانی که کار شان را مورد انتقاد قرار میدهند بر ضد آنان نیستند و تنها گناه آنان این است که معتقدند اسراییل راه نادرستی را در پیش گرفته است. اسراییلیان باید دریابند که با اتهام و نسبت ضدیت دادن به آنان، نخواهند توانست مردم دنیا را خاموش کنند و هر چه اینکارهای نادرست ادامه یابد بیشتر به زیان اسراییل تمام خواهد شد
در ۲۰ ماه جون ۲۰۲۴، خبر گزاری ها گزارش دادند که رهبر حزب الله لبنان “حسن نصرالله” به دولت قبرس جنوبی اخطار کرده است که اگر در صورت بروز جنگ بین اسراییل و حزب الله آن دولت فرودگاهاهای خود را در دسترس اسراییل قرار دهد، باید بداند که از دید ما، قبرس با ما در حال جنگ خواهد بود. قبرس جنوبی از اعضای سازمان اتحادیه اروپا میباشد و شامل قوانین آن
این رویداد ها پس از گفتار نتان یاهو که ممکن است با حزب الله وارد جنگ گردد برملا شده است. چرا نخست وزیر اسراییل در دنبال راهی است که دامنه جنگ فعلی با حماس توسعه دهد. آیا احساس میکند که وضع سیاسی او در خطر قرار گرفته است. آیا احتمال میدهد که بسبب کارهای غیر قانونی که بوی نسبت میدهند ممکن است کار بمحاکمه و زندانی شدن وی بیانجامد؟ باید منتظر باشیم تا آینده برای ما چه در بر خواهد داشت. چرا دولت آمریکا با نادانی تمام تحمل جسارت های این مرد را میکند. چرا گنگره آمریکا از چنین شخصی در خواست کرد که در جمع آنان سخنرانی کند. به مانند همیشه جز دروغ و لاف زدن چیزی دیگری میتواند اظهار نماید. آیا قدرت اسراییلیان متعصب آنقدر است که بر کنگره آمریکا فرمانفرمایی میکنند؟ آیا ملت آمریکا اینقدر بی مصرف شده است که قادر نیست مسیر و مشکلات خودش را حل کند و باید کسانی چون نتانیاهو به آنان دستور بدهند؟
[1] – Archduke Franz Ferdinand of Austro-Hungarian.
[2] – Sarajevo.
[3] – Gavrilo Princip.
[4] – Lusitania.
[5] – A commune in the Oise department in northern France, on the bank of the river Oise. Two armistices were signed there: one in 1918 with the Germans’ defeat, and the second in 1940 when the French were defeated, and Hitler demanded the armistice to be signed at the same place to avenge what the French did post-WWI.
[6] – Les Versailles.
[7] – Woodrow Wilson.
[8] – Fourteen Points.
[9] – آتش زیر خاکستر- ترجمه دکتر ناهید گیلک – ۲۱۰۶ فصل
[10] – Deutsche Presse-Agentur.
[11] – United Kingdom-Independence Party (UKIP).