موشی که غرید

آمریکا-ایران-اسراییل و خاور میانه[7]

  • آیا میتوانیم بگوییم که  خیمه شب بازی غرب در خاور میانه بپایان رسیده است؟
  • آیا کشورهای باختری بمردم آن سامان مجال نفس کشیدن خواهند داد؟
  • آیا آنان میدانند که  نتیجه کار شان چه جنایاتی را بوجود آورده است ؟
  • چرا  اسراییل  خود را محق میداند که  سفارت کشورهای دیگر را در ممالک مختلف مورد حمله هوایی قرار دهد؟ 
  • چرا دولت ایران از تصمیم خود در بمباران کردن اسراییل، دول متخاصم را آگاه نمود ؟
  •  چه شد که  حملات اسراییل در ایران باعث ایجاد خرابی نشدند؟
  • آیا ما شاهد  یک بازی بین المللی دیگری هستیم؟ 
  • آیا  کشور های مقتدر دنبال موقعیت و نقشه تازه ای هستند؟

چند کلمه با خوانندگان: در این نگارش هر جایی که نامی از اسراییل برده شده است، منظور دولت اسراییل است و نه مردم آن، مگر این که صراحتا  در این باره توضیح دیگری داده شده باشد

در آنزمانی که بیشترین مردم ایران مصمم شدند که سرنوشت کشور و خود را زیر دست یک آخوند با سابقه نا معلوم بگذارند، سرگذشت ذلالت آمیزی را برای خود انتخاب نمودند و اندک  تمدن سطحی را که در طی دهه ها بدست آورده بودند بفنا دادند و برگشتند به تمدن مردمی بیابان گرد ۱۵۰۰ سال پیش که به آنان تحمیل شده بود. حادثه جویان و فرصت طلبان و معتقدان به محافظت شخصی خود، موقع را برای انجام وظیفه شان متناسب یافتند. کسانی چون ابراهیم یزدی و قطب زاده در آمریکا و بنی صدر در فرانسه،  و افراد ساکن داخل کشور، ووو. با گذشت زمان این کسان و همراهان آنان نیز تغییر ماهیت دادند و برای آنکه نان را بنرخ روز بخورند آغاز مخالفت با ولی نعمتان حکومت اسلامی  خود را نمودند. گروهی از آنان به خارج از کشور کوچ کردند و بپاداش کارهای خود در حفظ منافع اربابان خارجی، بفراخور حال منصبی یافتند و زندگی آسوده ای آغاز نمودند. یکی از راه ها  برای آنکه این افراد را بشناسید، نگاه کنید که چه کسانی پس از روی کار آمدن آخوند ها در خارج از کشور مناصب دانشگاهی یافتند. یقیننا این امر کمکی میکند بشناسایی گروهی از آنان

جنایات رژیم حاکم در ایران را نمیتوان با هیچ معیاری سنجید. ممالک باصطلاح پیشرفته متوجه این امر بودند و برای نگهداری منافع خود تمام کارهای آنان را نا دیده گرفتند و برخی از کشور ها مانند فرانسه همکاری نزدیک خود را تعمیم داد و به آدم کشان ان دولت که در کشتار مخالفین آنان در فرانسه دست داشتند، اجازه دادند که  براحتی به ایران مراجعت کنند

جای سوگواری دیگر این است که ایرانیان مقیم خارج قدرت درک امور را از دست داده اند و نمیتوانند وضعیت وخیم کنونی ایران را بشناسند. نخستین اشتباه آنان این است که توانایی آنرا ندارند که بفهمند که وجود و یا عدم وجود ایران برای بیگانگان باندازه پشیزی ارزش ندارد و یک مشت سخنان بی ارزش را که طوطی وار آموخته اند مرتبا تکرار میکنند. ٔیقین دارم که هیچ ایرانی  متفکری وجود ندارد که غافل از آن باشد  که برخی از دول بمانند عربستان، اسراییل و شیخ نشینان خلیج پارس علاقه زیادی به تجزیه ایران را دارند. برای آنان فرق نمیکند که چه حکومتی بر آن کشور است  

آنگلیسی ها در این روال داستان مفصل و طولانی را دارند. آخرین کار آشکار آنان در این مورد، حمایت از تجزیه دو استان از کشور در سال های نخستین پس از پایان جنگ دوم جهانی بود (۱۹۴۶-۴۷) که موافق با جدا شدن استان های آذربایجان و کردستان از ایران و الصاق آنها بروسیه بودند، بشرطی که دولت اخیر متعهد بشود که دسترسی به حد آنان در جنوب ایران را نکند.  خوشبختانه اینکار بدلیل هوشیاری “هاری ترومن” رییس جمهور وقت آمریکا صورت عمل بخود نگرفت. چند سده پیشتر، انگلیسی ها باعث جداشدن افغانستان از ایران شدند. دولت های بریتانیا نقش هایی بسیار بزرگی را در جنگ های ایران با روسیه تزاری در اوایل سده نوزدهم عهده دار بودند و عملا باعث از دست دادن استانهای قفقاز در خاور و باختر دریای مازندران به روسیه شدند

سیاست خارجی آمریکا، البته دراین چند دهه گذشته عوض شده است، اگر ما بتوانیم بپذیریم که واشنگتن در هیچ برهه ای از زمان دارای سیاست خارجی مشخصی بوده است. نگاهی کنید به آخرین جلسات کنگره آمریکا که لایحه کمک به اوکراین و اسراییل مطرح و مورد گفتگو بود. کردار بیشترین آن نمایندگان،  باعث تفکر میشد که آیا آنان سیاستمداران آمریکایی هستند و یا “نوچه های اسراییل” که بمانند بر چسب صفحات موسیقی کمپانی “آر.سی.ا” گوش به گفتار “صدای ماستر” میدهند[1]. با مشاهده آن مناظر بیاد گفته های محمد رضا شاه افتادم که به خبر نگار آمریکایی ‘مایک والاس” اظهار داشته بود که: “اسراییل سیاست خارجی آمریکا را دیکته میکند.

برداشت به طرز تفکر وعمل زمامداران اسراییل بسیار آسان است. که بهیچ وجهی حاضر نیستند که کشوری توانا در خلیج پارس وجود داشته باشد. این امر بشدت کامل تر و در زمانی که بحث در باره داشتن نیروی هسته ای در میان میاید، خود را نشان میدهد. داشتن قدرت اتمی برای کشور های خلیج پارس باید بهر نحوی که باشد ممنوع و خنثی گردد. نتان یاهو در ادوار نخست وزیری  های خود، مخالفت خویش را در این باره دایما در هر امکانی که دست داد، چه سخنرانی در کنگره آمریکا ، چه در سازمان ملل اظهار داشت. تعداد دفعاتی که وی پیش بینی ساخت بمب اتمی در طی دو و یا سه ماه  بعد از سخنرانی خود توسط ایران نموده است، غیر قابل شمارش است. همانطوری که ثابت شده است، تمام پیش بینی های ایشان در باره ساختن بمب هسته ای دروغ محض بودند

نتان یاهو کوشش بسیار نمود که آمریکا را وادار به حمله به ایران بنماید. خوشبختانه نتوانست در اینکار موفقیتی حاصل کند. برای جبران این نارسایی، دولت های اسراییل دست بکار وحشیانه زدند که در ردیف خود با کارهای هیتلرو خمینی برابری میکنند. آن کار جنایت کارانه و تروریستی عبارت بود از اقدام به کشتن دانشمندان اتمی ایران. با کمال تاسف آنطوری که شواهد نشان میدهند، دولت آمریکا از این اعمال شنیع آگاهی داشته است و علی الظاهر موافقت خود را به آنان اعلام کرده بود. برای سومین بار و بطور آشکار دولت آمریکا دست به کارهای تروریستی بر علیه ایران زد: در سال ۱۹۵۳، دولت ایزنهاور برای برداشتن مصدق، در سالهای ۱۹۷۸-۷۹ دولت کارتر برای از بین بردن شاه 

نتان یاهو و سردمداران اسراییل هیچوقت مایل نبودند که ایران بصورت یک قدرتی محلی در آید. این امر حتی در زمان شاه نیز بطور کامل مشاهده میشد. و همانطوری که اشاره کردم، شاه بطور یقین از این امر اگاه بود و بدون برهان نبود که باور خود را در باره دخالت آنان در سیاست خارجی آمریکا  آنطوری که اظهار داشتم بیان نمود

در عین حال، دولت اسراییل اقدام به کشتن سران لشکری ایران نمود. آخرین شاهد در این امر بمباران اداره کنسولگری ایران در دمشق، سوریه بود. که در آن دو تن از اعضای عالی رتبه و چند نفر دیگر کشته شدند. برخی از سردمداران ایرانی بخاطر اوردند که کنسولگری یک کشور جزیی از خاک آنکشور است و مشمول قوانین کشور خودش میباشد و نمیتوان بدان حمله نمود. آیا آنان فراموش کردند که چند دهه پیش، گروهی از ارازل و اوباش بنام دانشجویان ایرانی بدستور یک فرد خاین و بیگانه به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند. آیا در آنزمان، آن محوطه جزیی از خاک آمریکا نبود؟  ببری مال مسلمان، چو مالت ببرند…….. بانگ و فریاد بر آرای که مسلمانی نیست. البته گروهی از ما مردم، بطور واهی در این اندیشه بودیم که تمام اسراییلیان مردمی با فضل و متمدن هستند، آیا در این باره اشتباه نکرده ایم؟ 

این اعمال نتان یاهو و کشتار دانشمندان فیزیکدان ایرانی، او و سردمداران اسراییلی را در ردیف جانیان بین المللی بمانند هیتلر، استالین، خمینی و خامنه ای قرار میدهد. تمامی آنان یک جانور خونخوار درنده و وحشی هستند  در پوشش های گوناگون. اروپایی ها و آمریکایی ها این بربریت را میبینند و بدان صحه میگذارند، و برای ایز گم کردن گاهی  سخن از انسانیت را بزبان میاورند که خود بویی از آن نبرده اند

کشتار دانشمندان اتمی ایران را بهیچ نوعی نمیتوان بخشید و نادیده گرفت.  شواهد نشان میدهند و آمریکا و اروپاییان اعلام داشته اند  که دولت اسراییل در این امر دست داشته است. موشه یا لون[2]، وزیر دفاع پیشین اسراییل بطور خلاصه اینطور بیان میکند: “ما کار کردهای مختلفی را انجام میدهیم و عقیده ما بر اینست که تحمل یک ایران هسته ای نخواهیم داشت. ترجیح میدهیم که  با تحریم این کار را انجام دهیم ، اما در پایان ما مبایست قادر باشیم که از خود دفاع کنیم” 

گفتار فوق توسط یک اسراییلی بود و شاید بتوان اقلا آنرا گوش کرد. اما سخنانی که از برخی از سیاستمداران آمریکایی شنیده میشود واقعا حیرت آور و نشانه سر سپردگی آنان است است به اربابانشان. سناتور ریک سانتتروم[3] که زمانی کاندید پرزیدنسی بود و نوت گنگریج [4]عضو کنگره و لیدر اکثریت اظهار داشتند که کشتار دانشمندان ایرانی “امر بسیار پسندیده بود.”  اگر قضیه بر عکس بود و عمال یک دولت بیگانه دانشمندان آمریکایی را میکشتند، برخورد این بزرگوارن چگونه میشد؟ 

در زیر اسامی دانشمندان فیزیزیست ایران که بغیراز یکی، همگان  بدست اسراییلی ها نابود شدند، برای شما میاورم، با نفرت فراوان از ایرانی نمایانی که خود را میهن پرست میدانند و بر چنین اعمال آدم کشان صحه میگذراند،چه ننگ  بزرگی

اسامی یک گروه از دانشمندان ایرانی که بدست جنایتکاران آدم کش اسراییلی کشته شدند

تاریخ رویدادهانام دانشمندرشته کارطریقه کاربرد جنایتنتیجه
۱۵ ژانویه ۲۰۰۷اردشیر حسین پورAuthority on electromagnetismمسمومیت با اشعهمرگ 
۱۲ ژانویه ۲۰۱۰مسعود علی محمدیQuantum, elementary particle physicistبمب با دستگاه کنترلمرگ
۲۹ نوامبر ۲۰۱۰مجید شهریاریNeutron Transportکار برد بمب در اتوموبیلمرگ
۲۹ نوامبر ۲۰۱۰فریدون عباسیNuclear physicsکار برد بمب در خود رواز حادثه زنده ماند
۲۳ جولای ۲۰۱۱مصطفی احمدی روشنUranium enrichmentبا بمب در خود رومرگ
۲۷ نوامبر ۲۰۲۰محسن فخری زادهHead of the nuclear programبا گلوله و  کنترل از دورمرگ

مرور روزانه در آنچه که توسط برخی از هم میهنان در محیط ها اجتماعی آورده میشود نه تنها رقت آور، بلکه غیر قابل فهم نیز میباشد. بیشترین آنان قادر نیستند که چند جمله ساده را به پارسی درست بنویسند. بیشترین نگارشات آنان غیر قابل فهم میباشند. دانش آنان در باره وضع جهان، و پذیرش آنان بدانچه با آنان ابلاغ شده و دید آنان که چگونه میبایست با مسایل روبرو شد مشکلاتی را در بر دارد که امکان ترمیم را از دست میگیرد

در بین بیشترین این هم میهنان استفاده از کاربرد گفتار زشت در باره کسانی که موافق آنان نیستند مورد پذیرش است، بهمان نسبتی که تحریف حقایق برایشان امریست مورد پسند. با اینکه با داشتن نفریتی شدید از سردمدارن کنونی ایران با این هم میهنان هم فکر هستم،  نمیتوانم اجازه دهم و راضی باشم که چنین انزجاری به  نابودی کشور منتهی گردد. با سوگ فراوان  باید اظهار کنم که در گروه مشترک ما، هواداران شاهزده رضا پهلوی دارای مسَولیت بزرگی در این ضمینه هستند زیرا که گفتار و رفتار آنان را مردم عادی نمایی از برنامه شاهزاده میدانند. به آنان توصیه میکنم که اگر میخواهید پنداری را بیان کنید مطمَن باشید که آنرا خوب سنجیده اید و در درست بودنش شکی ندارید. بدبختی ها و نیکویی های انسانی پیوسته راهی پیدا میکنند که بهمه سوی گسترده شوند. اگر چنین اصلی را مد نظر نگیریم  بانسانیت خود خدشه ای زده ایم، بقول سعدی

 تو کز محنت دیگران بیغمی…. نشاید که نامت نهند آدمی

میدانیم که گروهی از فلستینی ها درزمان خمینی در نابودی و کشتن ایرانیان شرکت داشتند، آیا این امر میبایست برهانی باشد برای موافقت با کشتن هزاران تن از زنان و کودکان فلستینی بدست اسراییلیان. انسانیت بشما چه میگوید؟

در تمام نگارشات خود، پیوسته بدین نکته اشاره نمود ام که در طی زمان احترام بسیاری برای اسراییلیان پیدا کرده ام و فرهنگ و خرد و آنچه که در اندک دوره وجود خود بدست آورده اند میستایم. اما نمیتوانم در برابر ستم و ظلم ساکت بمانم. جور بیش از حد آنان بر فلستینی ها و کشتاری از آنان را که انجام میدهند بهیچ عنوانی قابل قبول نمیتواند باشد. برای من یک وجود زنده قابل ستایش است، صرف نظر از نژاد و رنگ و محل سکونت آنان. کاری را که حماس در اکتبر گذشته کرد، بهر عنوانی که بدان نگاه کنیم توحش و جنایتی بیش نبوده است. اما چنین امری بهیچ عنوان به افرادی چون نتانیاهو این اجازه را نمیدهد که بیش از سی هزار نفر ازمردم عادی فلستین را که بیش از نیمی از آنان کودکان بودند نیست و نابود کند. اسراییل هیتلری دیگر را لازم ندارد، آنان طعم هیتلر داری را دیده اند

یکی از تاسف انگیز ترین شواهدی که دوستان ایرانی ما در فسبوک گذاشته اند تصویری از نتان یاهو است بهمراه همسرش، که او را بمثابه یک عنصر مقدس در آوردند. واقعا باعث تاسف است. البته هر کسی آزاد است کاری را که علی الظاهر بکسی صدمه نمیزند در معرض دید دیگران قرار دهد. اما این دوستان کارهای نتان یاهو را فراموش کرده اند. آیا کشتن دانشمندان ایرانی بدست چنین فردی را باید صرفا بسبب انزجار به سردمداران فعلی ایران با خوشحالی پذیرا باشیم، چون او نیز بمانند ما مخالف زمامداران ایرانی است میبایست که او را نیز بپرستیم؟ در این صورت نبایست هیچ امیدی برای آینده ایران داشته باشیم، زیر احتمال وجودی کشوری بنام ایران  بسیار کم خواهد بود

  آیا ما نباید بمانند یک انسان برای حقوق انسانی دگر گام برداریم. محمد رضا شاه تنها پادشاهی بود در خاور میانه که کوشش کرد رابطه خوبی  را با اسراییل حفظ کند. ولی اسراییل در عوض، مخالفت کامل با او در هنگام خرید سلاح های لازم بویژه هواپیما های اواکس[5] را نمود.  سال ها بعد در زمان پرزیدنسی ریگان باز هم بهمان دلیل سنا با فروش آن هوا پیما ها برای عربستان سعودی مخالفت نمود

در۲۴ آپریل ۲۰۲۴ کنگره آمریکا لایحه ۹۵ بلیون دلاری برای کمک به اوکراین و اسراییل را تصویب نمود. از این مقدار ۲۶/۴ بلیون برای اسراییل که در حدود نه بلیون از آن برای کمک فلستینی ها  اختصاص داده شده است. که مقداری از آن ممکن است جهت کمک به جاهای دیگر برود. من نظر خود را برای دادن پول به اسراییل در نگارشهای پیشین خود اظهار داشتم. برای من درک این موضوع که چرا مردم آمریکا میبایست این مقادیر هنگفت را  مرتبا برای اسراییل بفرستند بسیار مشکل و غیر قابل فهم است. این خاصه خرجی دولت ما از کجا سر چشمه میگیرد. بسیار کسان از مردم کشور، هم اکنون به نان شب نیاز دارند. فقر عمومی در سال ۲۰۲۰ در آمریکا ۱۱/۴٪ و در سال ۲۰۲۲ این رقم به ۱۲/۴٪ افزایش یافت. سالمندان کشور ما با در آمد محدود بازنشستگی میبایست مالیات  بر آنچه بدست میاورند بپردازند و از پولی که از گلوی نیازمندان آمریکایی کشیده میشود بخش هنگفتی را  به اسراییل میدهند تا بتواند بنابودی مردم دیگر ادامه دهد

نمیتوانم بدین موضوع پی ببرم که چرا دولت های اسراییل نمیوانند بفهمنند که درادامه سیاست فعلی خود مرتکب اشتباه بزرگی میشوند. مدت ها پیش در یکی از نگارشات خود بدین امر اشاره نمودم که کار آنان شبیه ان شخص در داستان سعدی است که بر سر شاخ نشسته و بن میبرید

یکی بر سر شاخ و بن میبرید….. خداوند بستان نظر کرد و دید

بگفتا که این مرد بد میکند…. نه بر ما که بر نفس خود میکند

در ۲۱ اپریل ۲۰۲۴، خبرگزاری فرانسه “فرانس ۲۴”[6] گزارش داد که نتانیاهواظهار داشته است که فشار را بر غزه اضافه خواهد کرد تا بتواند همه اسیران اسراییلی از دست حماس آزاد کند. امیدوارم که او بطور کامل در این  باره فکر کرده و عواقب آنرا سنجیده باشد. وقتی تمام درب ها را بروی شخصی بستید و همه امید زندگی را از دستش گرفتید، برای او چیزی که بدان تکیه کند باقی نگذاشتید، در چنین صورتی منتظر آن باشید که با واکنش شدید و غیرقابل پیش بینی او مواجه خواهید شد که نتیجه مطلوب را ممکن است برای شما در بر نداشته باشد و بقیمت جان اسراء اسراییلی تمام شود، مگر آنکه تصاحب نوار غزه ارزش بیشتری از جان اسراییلی  ها را برایشان داشته باشد که بنظر خیلی بعید نمیآید

نتانیاهو بر این باور است که ایران مشوق حماس در اعمال آنان بر علیه اسراییل است بدین روی، او ایران را مسَول  تمام کارهای حماس میداند. باحتمال قوی باور او در این امر صحیح میباشد. همانطوری که پشتیبانی دولت آمریکا برای اسراییل باعث کارهای غیر انسانی آنان میشود. آنچه که باعث ایجاد ناراحتی بسیار است آنست که دولت آمریکا از کارهای اسراییل اگاهی کامل داشت و کوچکترین گامی در این راه برنداشت و کشتن دانشمندان ایرانی را ندیده گرفت. پس از حادثه کنسولگری دمشق بود که ایران مصمم به گرفتن انتقام شد و چند صد موشک بسوی اسراییل ارسال نمود

آما ایرانیان پیش از ارسال آنها،  این جریان را به آگاهی جهان رسانیدند. چرا چنین کاری را انجام دادند؟ چرا موشک  ها را از ایران فرستادند و از مکان های نزدیک به اسراییل، بمانند سوریه و لبنان استفاده نکردند. آیا میخواستند چیزی به اسراییل و آمریکا و غرب بگویند. قدر مسلم آنست که دید غرب به آنان  پس از این امر تعویض خواهد یافت. اسراییل دیگر نمیتواند آن اطمینان همیشگی را داشته باشد.  کاملا مشهود است که ایران قدرتی شده است که میتواند برای آمریکا گرفتاری زیادی را ایجاد کند. آمریکا با نیروی نظامی خود که  در خلیج پارس جایگزین نموده اند در معرض خطر بسیار بزرگی قرار دارد، و هر آن ممکن است که مورد حمله قرار گیرد. دفاع عمومی برایشان بسیار دشوار خواهد بود مگر اینکه بخواهد با تمام قوا، و استعمال بمب اتمی در یک حمله کار ایران را یکسره کند. تمام این شوربختی ها را دولت های نادان و بی سیاست آمریکا برای کشور ایجاد کردند. در این  گیر و دار، اینطور بنظر میرسد که بر نخست وزیر اسراییل  نیز امر مشتبه شده است، منم ، منم ها ی او  بهوا بلند  شده است. دولت بایدن مصمم شد که یکی از واحد های نظامی اسراییل را مورد تنبیه قرار دهد برای کارها خلاف انسانیت آنان. کاری کوچک و بسیار دیر. آمریکا میتوانست با محدود کردن قدرت اسراییل نه تنها کمک های شایانی به صلح در منطقه نماید بلکه قادر میشد که  در بهبود اوضاع اسراییل خدمات شایانی برای آنان انجام دهد. مردم اسراییل باید بتوانند  که با صلح و صفا و توانایی کامل زندگی کنند و از نبوغ خود مردم دیگردنیا را نیز  برخوردار نمایند

نتان یاهو باید بفهمد که تحمل مردم دنیا در برابر کارهای غیر انسانی او حدی دارد و حتی آمریکا هم نمیتواند در این باره به او کارت سفید بدهد


[1] – RCA  Rcord, “ His Master’s Voice.”

[2] – Moshe Ya’alon, Israeli Defence Minister 2013-2016, under Netanyahu. 

[3] – Rick Santorum

[4] – Newt Gingrich, Ex Speaker of the House. 

[5] – AWACS- Airborne Warning and Control System. 

[6] – France 24. 


[7] – From the titlae of the book “The mouth that Roared’ by Leonard Wibberley, the Irish American writer (April 9, 1915-Nov. 22, 1983). 

Leave a comment