استعمار ایالات متحده آمریکا

آیا کشور ما مستعمره اسراییل شده است- ستون پنجم اسراییل در آمریکا

فرهنگ های متفاوت، واژه “استعمار” را به عناوین مختلف بیان کرده اند. بطور کلی آنچه که امروزه متداول است این است که این واژه به معنی “تحت نفوذ قرار دادن فرد و یا کشور و یا ملتی برای استفاده از منابع ثروت و زیر سلطه قرار دادن آن دولت و ملت میباشد

استعمار را بر چند نوع بخش میکنند: مهاجرین و کوچ کنند گان و بهره گیران و سود جویان. کوچ نشینان میتوانند ناحیه ای را زیر تسلط خود بگیرند، یا با یاری گروهی از مهاجرین،  یا با زور،  یا با کاربرد عوامل اقتصادی و یا با اشتراک چند عامل. این گروه استعمار گران ممکن است که بخش های دیگری را در بر داشته باشند بمانند: استعمار داخلی و استعمار ملی. استعمار و استعمارگری از آنروزی که تاریخ وجود دارد با ما بوده و هنوز نیز با همان شدت وجود دارد

برده پروران، برده فروشان، اعضاء خانواده متنفذین، شاهان، مستبدان، همگی میتوانند که  عضویتی در این جمع داشته باشند. کشور هایی که دارای ارتش مقتدری هستند، قادر بدان میباشند که مماللک ضعیف تر را زیر فرمان  خود بگیرند و از اینکه چنین اعمال آنان از حیطه انسانیت بدور است کوچکترین شرمی ندارند

در این نگارش منظور من در رقم کشور ها و ملل ضعیف تر هستند که گرفتار ممالک قوی شده اند. مرور سرسری بتاریخ نشان میدهد که چنین رویدادهایی نظایر بسیار فراوان دارند. دول انگلیس، فرانسه، روسیه و آمریکا در راس این گروها  قرار گرفته اند. سردمداران این تشکیلات کوچکترین نشانی از انسانیت و اخلاق نداشته و به هیچ اصول انسانی پای بند نیستند. دروغ میگویند، میکشند تا آنچه را که میخواهند بدزدند

در این گفتگو، نگارش  فعلی را مربوط میکنم به آنچه که ممالک غربی کرده و میکنند. گرفتاری هایی را که دولت روسیه ایجاد کرده و میکند به موقعی دیگر موکول میکنم زیرا آن بخش  مخصوصی را لازم دارد

جنایات انگلیس در هندوستان نیازی به گفتن ندارد. آنان بمانند زالو خون آن ملت را مکیدند و تا آنجا که میتوانستند منابع آن انان را غارت کردند وبا مردم  بمانند حیوان رفتار نمودند و آنان را مجبور نمودند که انگلیسی ها را بنام “صاحب” بخوانند. میان هندو ها و مسلمانان نفاق انداختند و موجب تجزیه کشور بدو بخش هندوستان و پاکستان شدند و مصایب زیادی برای هر دو فراهم کردند

در ایران کار های آنان بنحوی دیگر انجام گرفت. در آن کشور،  انگلیسی ها رویه پیشنهادی لرد کروزن را به اجرا گذاشتند. کروزن پیشنهاد نمود[1]: “ما گرفتاری های موجود در ایران با دادن پول نقد حل خواهیم کرد…. این رویه در دوراه بما کمک میکند: [2]یکی آنکه متفقینی برای خود میخریم و دوم آنکه با کمک آنان،  کشور را بطور غیر رسمی جزء امپراتوری انگلیس قرار میدهیم .[3]”  شما این گفته ها را بخاطر داشته باشید که بعدا برای درک مطالب دیگر لازم میاید. 

انگلیس کنترل نفت ایران را که بزرگترین منبع ثروت کشور بود در اختیار کامل خود داشت و تا آنجاییکه ممکن بود از دزدیدن این منبع کشور دریغ نکرد

جنایاتی را که  کشور های بزرگ و باصطلاح مترقی در جهان عقب مانده انجام دادند بهیچ رویی نمیتوان نادیده گرفت. کارهای آنان در عراق، ایران، لبنان  سوریه و افغانستان و آمریکای جنوبی فراموش شدنی نیستند. آنچه که فرانسوی ها در خاور میانه و آفریقا کردند، جز توحش و بربریت نامی دیگر بر آن ها نمیتوان گذاشت  

تبه کاری های این دول بزرگ را که در برابر مردم بی پناه سایر کشور ها انجام داده اند، بایست نمونه ای دانست از بدترین نوع استعمارگری. دولت آمریکا برای انجام  بزه کاری  خود (آغاز جنگ با عراق) به گنگره کشور و بمردم آن دروغ گفت. در عراق و افغانستان، کارهایی که کردند براحتی آنان را در زمره  مجریان جنایات جنگی و بزه کاران  برعلیه انسانیت قرار میدهد. چنین دولتی با چنین سابقه ای کوشش میکند که خود را حامی مردم دنیا و طرفدار صلح و صفا قرار دهد.  بی شعوری محض است که تصور میکنند که مردم دنیا احمق هستند و کار های آنان را نمیفهمند

در درازی شصت – هفتاد سال گذشته، شاهد از هم پاشیده شدن تار و پود کشور انتخابی خود (آمریکا)  بودم. فساد در دستگاه های کشور بحد اعلا رسید و جزیی از برنامه روزمره گشت ، بویژه در میان سیاستمداران کشور، که تنها منظور آنان، نگهداری مقام و مرتبه خود شان است بهر نحوی که بتوانند. نتیجه چنین تفکری باعث آن میشود که این گروه بآسانی هدف کسان و یا تشکیلاتی که نیاز بدین گونه افراد دارند میشوند.  فرقی نمیکند که بهره جویان  از افرد خصوصی باشد و یا از تشکیلاتی؛ داخلی باشند و یا بیگانه! چنین رویدادهایی موقعیتی ایجاد میکنند که در رده بهبود ملی،  کشور را  از نقش پاداش دهنده به پاداش گیرنده تبدیل میکند. آنچه را که دولت آمریکا در برابر کشور های ناتوان انجام میداد، اکنون آن کشور را تحت کنترل گروه های دیگر قرار داده است که منافع آنان با یکدیگر توافق لازم را ممکن است که نداشته باشند بمانند اسراییل و ایالات متحده آمریکا در زمان حال. در اینجا برگردیم به گفتار پیشین من. همانطوری که متذکر شدم، توده هایی از مهاجران میتوانند استعمار را ایجاد کنند. در این باره نگاهی کنید به تشکیل دولت اسراییل. که کشوری نوینی را ایجاد کردند

پیش آهنگان این کشور نو بنیاد با فراست کامل مشغول بکار شدند. در آن زمان که مردم دنیا به توحش و بربریت آلمان نازی و ستم آنان بر یهودیان و دیگر گروه  ها متوجه شده بودند، با کمال مهردر یاری با اسراییل پیشگام شدند. تنها کار فراموش شده ، وضع نا بسامان مردم فلستین بود. توده بزرگی از آن بینوایان را که سرگردان شده بودند نه داری مسکنی بودند و نه کشوری، بقول معروف “از اینجا رانده و ان آنجا مانده.” شدند. میلیون ها نفربا وضعی رقت بار مجبور به پناهندگی در کشور های دیگر گشتند، که هنوز هم در همان مرحله باقی مانده اند

آمریکا و فرانسه بدین گرفتاری  ها نیاندیشیدند و یا بمانند دولت انگیس، بگفته و تفکر نخست وزیر پیشین ان کشور “آرتور جمس بالفور[4]” برایشان مطرح نیست که نتیجه کار آنان به چه کسی و چقدر زیان میرسانند.” بدین برهان کوچکترین پیش بینی را برای زندگی ساکنان آن محال نکردند، یعنی نابودی و زنده بودن آنان برایشان یکسان بود. اسراییل و دوستانش با چنین طرز تفکری آغاز بکار کردند. ایجاد دشمنی بین مهاجران و ساکنین پیشین که همه زندگی خود را از دست داده بودند زیادت یافت و منجر به برخورد های شدید و علنی گردید که یکی از فرآورده های آن ایجاد گروه های مختلف از تروریست ها میباشد 

مهاجمین اسراییلی هرخانواده ای را که در راه خود دیدند از بین بردند؛ مسلمان، مسیحی و بودایی و یا بیدین. منظور نهایی آنان اشغال اراضی  بود، بهر نحو ممکن. اگر درک این امر برای شما مشکل است، برای اندک مدت خود را بجای یک فلستینی بگذارید که درعرض کوتاه مدتی، گروهی با تجهیزات کامل و حمایت  دول بزرگ ،  شما را از خانه و مسکن تان بیرون کنند و آنها را تصاحب نمایند، چه حالی بشما دست خواهد داد.  شاید برخی از هم میهنان ایرانی که مورد لطف آخوند ها قرار گرفته اند این امر را بهتر درک کنند

در یکی از دیدار های خود به اسراییل، مدتی را درکشور “جردن” گذراندیم و درشهر “امان”  ساکن شدیم. رهنمای ما در این شهر بانویی بود میان سال از اهالی فلستین  و از مسیحی های یونانی. او تعریف میکرد که چگونه مهاجرین اسراییلی آنان را از خانه و زندگیشان در بدر کردند و متعلقات آنان را از دستشان گرفتند  که مجبور شدند بعنوان پناهنده در جردن زندگی کنند. در شهر امان با بانوی دکتری آشنا شدیم که پزشک کودکان دربار بود. وی نیز از یونانیان مسیحی ساکن فلستین بود که بهمان سرنوشت رهنمای ما دچار شده بود. در جردن به کسان زیادی بمانند آن رهنما و آن بانوی دکتر برخورد کردیم که بهمان سرنوشت دچار شده بودند

اشکال بزرگ برای من کارهای دول بزرگ دنیا در این مورد میباشد، که بدون کوچکترین فکرو نقشه ای برای ساکنین فلستین،  مردم  آن دیار را بدست اسراییلی تار و مار کردند. اگر براین  اندیشه باشیم که آمریکا و انگلیس و فرانسه نمیتوانستند نتیجه چنین کاری را پیش بینی نمایند، در اشتباه خواهیم بود. آنان برای جان و مال فلستینی ها ارزشی قایل نبودند و هنوز هم نیستند. آیا میتوانید برای من توضیح دهید که چه فرقی بین این بزرگواران و گردانندگان  آلمان هیتلری وجود داشته و یا  دارد. آیا آنان یک هلوکاست دیگری را درست نکردند. سابقه اینکار کاملا موجود است، مگر انگلیس در فواصل سالهای ۱۹۱۷-۱۹۱۹ بیش از نیمی از مردم ایران را بهلاکت نرسانید؟[5]. این هلوکاست در تاریخ بطورکامل ضبط شده است. برای آنان کشتار هشت تا ده ملیون ایرانی کوچکترین اشکالی نداشته است. من یقین دارم که اگر هیتلر در جنگ دوم جهانی پیروز میشد، هیچکس سخنی از جنایات او بمانند کشتار یهودیان و روس ها و حتی مردم خود آلمان  را بزبان نمی آورد. بقول نویسنده و فیلسوف معروف فرانسوی در سده هفدهم ژان دو لا فونتن در داستان گرگ و بره آورده است: “برهان انکه تواناتر است بهترین برهان ها است.” [6]

برای رهبران ممالک  به اصطلاح آزاد، واژه انسانیت شامل مردم فلستین نمیشود. دولت آمریکا دارای تبهر ویژه ای برای انجام ندادن مسایل بغرنج جهان سیاسی دارد که آنهم  عدم درک اصول و نفهمیدن علل آن مسایل است. من شاهد چندتایی از این رویدادها بودم.  اصرار و ابرام آنان در انجام قانون تقسیم اراضی در ایران، هیچوقت از خاطره ام محو نخواهد شد. امری  که در سال ۱۹۶۰ انجام یافت. دولت آمریکا قادر بدرک یک اصل کوچک نبود که نمیتوان قوانین اجتماعی هزاران سال را بدون برنامه ریزی درستی تکه و پاره نمود و بعد کوشش نمود که آنها را با چسب بهم نگهداشت. دردناکی در این است که هین رویه را در اداره امور داخلی کشور خود نیز بکار میبرند. نگاهی کنید به آنچه که در برابر افراد بومی این کشور کردند و یا رفتار آنان با مردم ژاپونی-آمریکایی در زمان جنگ دوم جهانی و یا برنامه شهروندان افریقایی-آمریکایی که همه آنها نمونه ای هستند از عدم دانش کشور داری

در درازی چند دهه گذشته، اسراییل  با نقشه کامل در تمام شَون این کشور، چه دولتی و چه غیردولتی رخنه نمود. بسخن دیگر مطابق اندیشه لرد کورزن، این کشور را با خریدن برخی از نمایندگان گنگره کشورکه شامل تعدادی از سناتور ها، اعضاء کنگره و افرادی که در راس کارهای مهمی بودند نقشه خود را به مرحله اجرا گذاشند و کشور را بصورت مستعمره ای برای خود در آورند. جریان اخیر واقعه کشتار حماس از مردم اسراییل و دفاع اسراییل با نابود کردن غزه و دفاع  دولت و سیاستمداران آمریکا از اعمال غیر انسانی دولت اسراییل نمونه ای هستند زنده از آنچه بیان میکنم. امروزه در این کشور تقریبا غیر ممکن است برای کسی که بخواهد پست سیاسی  را احراز کند بدون اجازه تشکیلات اسراییلی در کشور. چند تایی از این تشکیلات عبارتند از

انجمن “ایپاک”[7]:  آیپاک – بصورت ظاهر انجمن فرهنگی میباشد، اما در باطن یکی از مراکز مهم تشکیلات اسراییل است که در طرح و برنامه آن در این کشور تاثیر فراوان دارد و در واقع مرکز ثقل آن کشور در آمریکا محسوب میگردد. با یک ملاحظه مختصر آشکار میشود که هرکسی که میخواهد پست سیاسی در کشور احراز نماید بایست بطرزی مقبول این انجمن شود. لیست این افراد را که عبودیت خود را بنحوی به اسراییل اعلام کرده اند و در این انجمن اظهار داشته اند از جمله سخنرانان آن دریابید

زو آ—[8]“تشکیلات زیونیستی آمریکا” دست راست ترین تشکیلات اسراییل در این کشور و از همه قدیمی تر است

تشکیلات “جی استریت”[9] که حامی دولت اسراییل است، اما در ردیف چپ قرار دارد و ایدولژی زیونیستی را پذیرا نیست

گروه “ایف نات ناو”[10] تشکیلات دست چپی است که بمانند گروه فوق از باور های زیونیستی حمایت نمیکند. نام این انجمن از گفتار مشهور یهودی هیلل[11] میباشد که میگوید: “اگر من برای خود نباشم، چه کسی برای من خواهد بود؟ اگرمن برای دیگران نباشم ، من چه هستم؟ اگر نه حالا پس چه وقتی؟ فقط برای خودم، من چه هستم؟ اگر نه حالا، پس چه وقتی؟  کاری بر علیه کسی نکن که دوست نداری آنکار را بتو کنند[12] این گروه مایل به پایان دادن اوضاع غزه و کرانه باختری هستند

گروه “ندای صلح یهودیان: جی. و. پی[13]” گروهی دست چپی هستند که مخالف هرتشکیلاتی هستند که با حروف <ضد> آغاز میگردند: مخالف انتی اسراییل، مخالف انتی مسلم؛ و غیره. جی.وی.پی میخواهد که  اسراییل به اشغال غزه و کرانه باختری و خاور اورشلیم خاتمه دهد و راه حلی برای اختلاف فلستینی ها و اسراییلی ها باز شود و صلح در خاور میانه بر قرار گردد

برای من شکی نیست که عمل کرد سیاست اسراییل بر ایالات متحده بهیچوجه به سود آمریکا نیست و لازم است که به اینکار خاتمه داده شود و کسانی را که در چنین کارهایی دست دارند بشدت و مطابق قانون مجازات گردند. این گفتار من بر این امر نیست که دولت ما دوستان ما را تنها بگذارد و یا از آنان دفاع نکند. من میخواهم که فقط این موضوع را تاکید کنم که وظیفه اصلی ما بزرگداشت کشور ما است که میبایست  هدف نهایی   باشد

اگر دولت ما میخواهد که رهبر آزادی در جهان باشد باید تغییرات چشم گیری در رویه خود و در سیاست خارجی خویش  دهد.  بقول حافظ

                       “تکیه بر جای بزرگان نتوان زد بگزاف ———– مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی” 

را شعار خود قرار دهیم

آرزوی دیدن آنروزی را دارم که مانند ایام کودکی من در کشور زادگاهیم، مردم ما آمریکا را حافظ آزادی جهان، پشتیبان حقوق بشر آزاد دنیا و قهرمان دفاع از صلح و آرامش جهان میدانستند، نه بمانند امروز که حامی آدم کشان و جنایکارانی مانند خامنه ای ها و رییسی ها ، نتانیاهو ها و امثال آنان هستند. 

حساسیت بسیار زیادی در برابر دخالت دولت های بیگانه در امور کشور خود دارم. فکر میکنم که علت این إحساس بر این  است که بیش از سهم خود نتیجه این دخالت ها را در کشور زادگاهی خود دیده ام و بقول ضرب المثل پارسی که “مرد مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید بیمناک است “من نیز از این موضوع بیم دارم. یا شاید بسبب این است که گفتار مشعشع نخستین پرزیدنت ما “جورج واشینگن” را نمیتوانم هیچگاه فراموش کنم که در سخنرانی پایانی خود در سال ۱۷۹۶ ایراد نموده بود. در آن سخنرانی مردم کشور را از دخالت بیگانگان در امور کشور هشدار داد و چنین گفت: ” جهت پیشگیری از خطرات ناشی از دخالت بیگانگان، سوظن مردم کشور میبایست پیوسته  بیدار باشد. تاریخ و تجربه نشان داده است دخالت عوامل خارجی بزرگترین دشمن یک حکومت مردمی است.”7

من بر این باورم که تاثیر کارهای اسراییل در آمریکا بسود این کشور نبوده و نخواهد بود و باید که کارهای عمال اسراییلی شدیدا تحت نظر گرفته شوند و به آنان اجازه دخالت در امور کشور بهیچوجهی داده نشود. رویدادهای تازه ای که برای پرزیدنت های سه دانشگاه بزرگ کشور ایجاد شده است، نمونه بارزی هستند از آنچه که من از آنها ترسناکم و نشانه ای هستند کامل از دخالت بیگانگان در امور کشور. استعفای خانم “لیز مک گیل”[14] ا گر هم لازم بود نمیبایست تحت فشار عوامل اسراییل انجام میگرفت که با تهدید قطع کمک به دانشگاه و مواردی شبیه آن صورت بگیرد 

هم اکنون یکی دیگر از عمال خارجی با ثروت زیادی که اندوخته است در دنبال نابود کردن و از میان برداشتن پرزیدنت دانشگاه هاروارد میباشد و تصمیم دارد که نام تمام دانشجویانی را که به تفکر ایشان ضد اسراییل هستند معین و در معرض عام قرار دهد این شخص فردیست بنام “بیل اکام”[15]  و بلیونری شده است از راه استاک مارکت. او از یهودیان اشکنازیست که همسرش یک بانویی اسراییلی میباشد. این مرد بوضوح میخواهد که با ایجاد “ستون پنجم” در آمریکا از منافع اسراییل دفاع کند

من طرفداری از روسای دانشگاها نمیکنم، چه اگر اتهامات وارده  درست باشد جایی برای طرفداری آنان باقی نمیگذارد. اما با کار اشخاصی چون اکام نیز مخالفت کامل دارم. باید هر کسی که متهم به عملی میشود بر طبق قانون با او رفتار شود نه بطریق انتقام گرفتن، آنهم بدست کسانی که منظور شخصی دارند. این کار بیشتر برای ایجاد رعب و ترس است که هیچکس نتواند و جرات نکند که در هیچ برهه ای از زمان حتی اسم اسراییل را بر زبان آورد.    

واقعا شرم آور است که کشور ما تبدیل شده است به یک مستعمره اسراییلی و افرادی چون نتان یاهوقوانین و سر نوشت مارا برای ما تعیین میکنند

بعنوان شهروندی که کشورم را دوست دارم و بدان علاقمندم، وظیفه خود میدانم که از همه شهروندان این کشور خواستار شوم که آنچه را که مورد گفتگو قرار داده ام بررسی کنند و خود تصمیم لازم را بگیرند

بعنوان یک اکتیویست پیشنهاد میکنم که کار کرد تمام تشکیلات خارجی، چه سیاسی و فرهنگی و چه أنواع دیگر که در این کشور مشغولند  مورد بررسی کامل قرار گیرند و با آنها مطابق قوانین کشور رفتار گردد. گنگره بایست از طرفداران بیگانگان پاک گردد که آنهم بدون درخواست و إصرار مردم در شرایط کنونی غیر قابل انجام بنظر میاید

امیدوارم که در هیچ برهه ای از زمان قیافه افرادی چون خانم “نیکی هیلی” و یا آقای “چک شومر[16]” را نبینم که در جلسات “آیپاک” سخنرانی کنند و بطور غیر مستقیم عبودیت خود را برای آنان ثابت نمایند. شرمی از آن بالا تر نیست که پرزیدنت سابق ما اظهاراتی مشابه آنچه که مینویسم بیان دارد که “اگر مجددا بریاست جمهوری رسیدم هر کسی را که نشانه ای از مخالفت با اسراییل نشان دهد از کشور بیرون میکنم” واقعا که شرم آور است. کسی نیست که به این بزرگوار بگوید “پس قانون برای چه وضع شده است؟

خانم نیکی هیلی- سفیر آمریکا در سازمان ملل در سخنرانی در انجمن آیپاک

نسبت بکسانی چون “برنی ساندرز سر فرود میاورم که از سخنرانی در تشکیلات اسراییلی سر باز زد. رای من بکسانی چون ساندرز میرود که میهن پرستی را بر منافع شخصی ترجیح میدهند. یقین دارم که گروهی بمن تهمت سوسیالیست و یا انتی سمئیک خواهند زد که حتی معنی واقعی این واژه ها را نمیدانند

اگربدین نگارش بطور سرسری نگاه کنید، ممکن است که برای برخی از شما، گفتاری خشن بنظر اَید و دید مرا برای اسراییل نا درست بدانید. من بزرگترین احترام برای مردم اسراییل دارم و ترقی و تعالی آنان در کوتاه مدت قابل ستایش بسیار است. در موارد گوناگون در این باره سخن گفتم و نوشته ام. در عین حال باید اظهار نمایم که چنین طرز تفکری شامل برخی از کارهای اسراییل نمیشود و از دخالت آنان در امور داخلی و خارجی کشور خود بیزارم. اطلاع کامل دارم که گروهی زیادی از شهروندان اسراییلی توافقی با دولت خود ندارند و امیدوارم که این افراد بتوانند با دلیل و برهان اکثریت هم میهنان خود را هم آواز نمایند و از ناراحتی هایی که حکومت کنونی آنان ایجاد کرده و میکند جلوگیری نمایند


[1] – George Nathanial Curzon, Jan. 1859-March 1925. He held multiple high offices in the British Empire, including Viceroy of India. He served as Foreign Secretary from Oct. 1919-Jan. 1924.

[2] – H. Guilak; Fire Beneath the Ashes/ US-Iran Relation. 2011/ P,50. 

[3] –  H. Sabahi, British Policy in Persia 1918-1925/ 1990, p. 11. 

[4] – Arthur James Balfour (1902). 

[5] – Mohammad Gholi Majd; The Great Famine and Genocide in Iran 1917-1919.

[6] – Jean de la Fontaine 1921-1695: Le Loup et L’Angneau. 

[7] – IPAC, American Israel Public Affairs Committee. 

[8] –  ZOA: Zionist Organization of America. 

[9] – J Street Organization.

[10] – If Not Now. 

[11] – Hillel is a boy’s name of Hebrew origin. It usually refers to a first-century Jewish faith leader. Today, Hillel        International is the largest Jewish organization serving students at 850 colleges worldwide.

[12] – If I am not for myself, who will be for me? If I am not for others, what am I? And if not now, when? Only for myself, what am I? If not now, when? Do not do to others what you would not have them do to you.”

[13] – Jewish Voice for Peace.

[14] – Liz McGill.

[15] – Bill Ackam

[16] – Chuck Schumer. 

One thought on “استعمار ایالات متحده آمریکا

Leave a comment