آیا سال ۲۰۲۲ منعکس کننده سال ۱۹۳۰ اروپا میشود؟
آیا رییس جمهور روسیه به قالب هیتلر در میاید؟
این نگارش به دو زبان پارسی و انگلیسی در بلاگ من خواهند آمد
برگشت به تاریخ – گامی به گذشته – زنده کردن هیتلر با تکرار کارهای او. آیا ما بدبختی های ناشی از جنگ دوم جهانی و جنایت آلمان هیتلری را به بوته فراموشی سپردیم؟ آیا روسیه جای آلمان نازی را میگیرد؟ آیا روح هیتلر در سده بیست و یکم در قالب پوتین به دنیا عرضه میشود؟ کشورهای قدرتمند دنیا در مقابل رویدادهای نوین، نقش گنگی و کری و لالی و انشاءالله گربه است را در پیش گرفتند و آنچه را که کرملین انجام میدهد برایشان اهمیت زیادی ندارد. کشوری مورد حمله و تهاجم یک دولت مقتدر شده است. بمباران شهر ها و کشته شدن مردم بیگناه توسط دولتی سرکش در حال انجام است. چرا رییس جمهوران آمریکا و فرانسه و نخست وزیر انگلستان همان رویه کارهای چامبرلن را در در۱۹۳۸ در پیش گرفته بود درسر لوحه کار خود قرار داده اند؟ نگاهی اجمالی به آنچه که میگذرد نشان میدهد که پوتین، قدم به قدم کارهای سال های آخر دهه ۱۹۳۰ هیتلر را در برنامه خود قرار داده است انجام میدهد. اجازه بدهید خلاصه ای از آنکار ها را که به جنگ دوم جهانی خاتمه یافت برای شما بیان کنم
سی ژانویه ۱۹۳۳، هیتلر به چانسلری[1] آلمان برگزیده شد؛
دوازده مارچ ۱۹۳۳، نخستین کشتارگاه آلمان در اورانیبرگ[2]، در اطراف شهر برلین ساخته
در اول ماه اپریل ۱۹۳۳، هیتلری ها مغازه های یهودیان را بویکوت کردند– کشور های دنیا در این امر سکوت نمودند؛
در پنجم ماه جون ۱۹۳۳ نازی ها کشتارگاه داخاوو[3] را گشایش دادند؛
در اول اگوست ۱۹۳۴، هیندنبرگ[4]، پرزیدنت آلمان فوت کرد؛ در روز ۱۹ اگوست ۱۹۳۴هیتلر لقب فیورر[5] آلمان را گرفت؛
در دهم فوریه ۱۹۳۵، هیتلر از ادامه قطع نامه ورسای[6] سرپیچی نمود؛
در ۱۵ سپیامبر ۱۹۳۵، هیتلر حقوق شهروندی یهودیان را از بین برد . مجددا دولت های بزرگ در برابر اینکار سکوت کردند؛
دوازده و سیزدهم مارچ ۱۹۳۸، هیتلر اطریش را تصرف نمود و یکی بودن [7]دو کشور را اعلام داشت؛ نخستین کار تهاجمی خود را آغاز نمود؛
در دوازدهم اگوست ۱۹۳۸، نخست وزیر انگلیس، چامبرلان[8]، با هیتلر ملاقات کرد؛
در ۱۵ اکتبر ۱۹۳۸ هیتلر بخش سودتلاند[9] (چکسلواکی) را تصرف نمود
در پانزدهم و شانزدهم ماه مارچ ۱۹۳۹، هیتلر دستور حمله و اشغال چکسلواکی را صادر و آنرا اشغال نمود؛
اول سپتامبر ۱۹۳۹، هیتلر نیت نهایی خود را آشکار نمود وعلنا به لهستان حمله کرد؛
در سوم سپیامبر ۱۹۳۹، دولتهای انگلیس، فرانسه و کانادا به آلمان اعلام جنگ دادند؛
در ۱۷ سپتامبر ۱۹۳۹، روسیه شوروی به لهستان حلمه کرد؛
در سی ام نوامبر ۱۹۳۹، شوروی به فنلاند حلمه نمود؛
در ۱۴ دسامبر ۱۹۳۹ جامعه ملل[10]، شوروی را از تشکیلات بیرون کردند.
روس ها، با آنچه که از آنان میدانیم و تا کنون نشان داده اند، بهیچوجه قادر نیستند که در چهارچوبه دیپلوماسی کاری را انجام دهند. مردم آن سرزمین از بدو ایجادش با دیکتاتوری اداره شده و میشود؛ چه در زمان تزاری، چه درهنگام کمونیستی و چه در زمان کنونی. انتظار روش یک حکومت آزاد از آنان، انتظاری است واهی . ه
بمانند بیشترین سردمداران روسی، پوتین نیز تنها زبانی که میفهمد، زبان زور است. با چنین وضعی ایجاد محدودیت های تجاری برای آنان ارزشی ندارد
اکنون ببینیم که این دیکتاتور تازه چطور آدمی است و تا کنون چه کارهایی را انجام داده است؟
پوتین در سال ۱۹۷۰ وارد ك.ج.ب[11]. شد اداره امنیت اجتماعی شوروی؛
در سال ۱۹۹۱ از آن دستگاه اسعفا داد؛
در سال ۱۹۹۸ رییس سازمان امنیت ملی روسیه شد ف.ب.س.[12]
توسط رییس جمهور وقت، یلسن[13] نخست وزیر روسیه گردید؛
در ماه مارچ همان سال به رییس جمهوری برگزیده شد؛
در سال ۲۰۰۴، مجددا به همان سمت انتخاب شد؛
در سال ۲۰۰۸، دمیئری مدودیو[14] رییس جمهور گردید و او پوتین را به نخست وزیری بر گزید؛
در سال ۲۰۱۲، پوتین برای شش سال به ریاست جمهوری انتخاب شد؛
در سال ۲۰۱۸، مجددا برای یک دوره شش ساله دیگر انتخاب گردید، که اکنون ادامه دارد؛
در سال ۲۰۰۸، پوتین وارد یک جنگ پنج-روزه با ایالت جورجیا[15] شد که در آن از دو استانی که میخواستند از کشور جدا شوند همکاری نمود، استانهای “اوستیای جنوبی[16]” و استان فدرال آبخازی” که دولت جورجیا آنها را جز استانهای خود میداند؛
در سال ۲۰۱۲ پوتین کریمه را اشغال نمود
در نوزدهم فوریه ۲۰۲۲، پوتین به اوکراین حمله نمود
امروز که بیش از هشتاد سال که از آغاز جنگ دوم جهانی میگذرد و دنیا در دهه سوم سده بیست و یکم است، پوتین همان کاری را آغاز کرده است که هیتلر در سال های پایانی ۱۹۳۰ شروع کرده بود. پوتین دست درازی به کشورهای دیگر را از دهه ۱۹۹۰ آغاز کرد، به شرح زیر
مولدووا[17]: کشور کوچکی است که در ناحیه بالکان قرار گرفته است بین اوکراین در شمال و خاور و رومانی در باختر. در دوم نوامبر ۱۹۹۰ روسیه این کشور را اشغال کرد در جنگی بنام “مولدودا-ترانسنیستریا”[18] روس ها تا بیست و یکم ماه جولای ۱۹۹۲ در آنجا باقی ماندند باعث شدند که کشور دست نشانده ای بنام “ترانس نیستریا” ایجاد شود که هیچوقت از نقطه نظر بین المللی شناخته نشد. روسها همین کار را مجددا با جورجیا کردند. مولدووا آزادی خود را در سال ۱۹۹۱ پس از درهم ریختن جمهوری کمونیستی شوروی بدست آورد
چچنیا
در دهه ۱۹۹۰ و دهه نخستین ۲۰۰۰ رسیه موفق شد که دو بار به کشور چچنیا حمله کند. کشوری که بین داغستان ، گرجستان و روسیه قرار دارد. مملکتی است در بخش شمالی قفقاز و پایتخت آن شهر گروزنی میباشد. جنگ اول از دسامبر ۱۹۹۴ تا ماه اگوست ۱۹۹۶ ادامه یافت. روسیه در آن زمان زیر فرماندهی بوریس یلسن بود او مجبور شد که جنگ را بواسطه عدم در پیروزی خاتمه دهد. هم چنین در آنزمان مردم جهان روسیه را بدیده بسیار پستی میدیدند و خود مردم روسیه نیز از جنگ متنفر بودند
جنگ دوم از ماه اگوست ۱۹۹۹ تا آپریل ۲۰۰۰ ادامه یافت. مجددا روسها نتوانستند آنچه را که میخواستند بدست آورند ومجبور شدند که جنگ را پایان دهند و پیمان صلح کاملی تا میانه سال ۲۰۱۷ صورت نگرفت. کشته شدگان این جنگها را بدرستی نمیدانیم و آمار صحیحی در دست نیست. بیشترین مورخین معتقدند که در جنگ اول نسبت به آمارهای مختلف بین سه هزار تا ۱۷۹۰۰- نفر از اهالی چچنیا کشته شدند. و در جنگ دوم بین ۲۵،۰۰۰ تا ۲۰۰،۰۰۰ از آن مردم بدبخت نابود شدند و تلفات روس ها بین ۸،۰۰۰ تا ۴۰،۰۰۰ تخمین میزنند
نقشه چچنیا

جورجیا: که در فوق به آن اشارت شد
کریمه: در ماه های فوریه و مارچ ۲۰۱۴ روسیه به کریمه حمله کرد و آنرا اشغال نمود. نقابداران روسی بدون داشتن هیچگونه علامت شناسایی در ۲۷ فوریه همان سال مجلس کشور را اشغال کردند و روسیه رسما آن منطقه را بعنوان دو استان به روسیه منتقل نمود:”جمهوری کریمه و شهر فدرال سواستوپل[19].” این اعمال با وجود پیمان های غیر تهاجمی بین آن دو دولت انجام یافت
تنها کاری را که دول باصطلاح آزاد دنیا، بعنوان تنبیه روسیه انجام دادند این بود که آن کشور را از “جی هشت” بیرون کردند! چه تنبیه شگفت آوری! هیچ چیزی عاید اوکراین و کریمه نشد. سازمان ملل نیز نقش ،معمولی عروسکی خود را ادامه داد. پوتین بدون کوچکترین اعتنایی به اعتراضات بین المللی اظهار داشت: “ما هیچ گونه حمله ای به کریمه نکردیم و فقط آنرا به فدراسیون روسیه که بدان تعلق داشت برگرداندیم” چه برهانی بهتر از این
برنامه دستور کار آینده پوتین چیست؟ بعد از اوکرین بکجا خواهد رفت؟ رومانی، لهستان، فنلاند و یا دیگر کشور های کوچک اروپای خاوری که توانایی دفاع از خود را ندارند. آیا پوتین کوشش دارد که روسیه را به زمان “اتحاد جماهیر شوروی برساند’؟ دول غرب بغیر از حرف زدن چه کار کردند؟ حرف زدن، یک کار بی ارزش

اوکراین- کریمه- مولدووا- روسیه
ایران
کشوری چون کشور زادگاهی من، ایران ، که از جور و ستم روسها در زمان های مختلف رنج برده است، میتواند براحتی گرفتاریهای مردمی که امروز زیر فشار این وحشیهای انسان نما میباشند درک کنند. آیا واقعا فرقی است که کدام کشور استعمارگر پشت درب مملکت تو است؟ البته که نه: انگلیس و روسیه و آمریکا و فرانسه همه برای نگهداشتن منافع خود از هیچ جنایت روی گردان نیستند
ایران از ستم های روس و انگلیس سده ها در فشار بوده و هنوزگرفتار این استعمار میباشد. البته هر کدام از این ستعمارگران روش ویژه خود را دارند. ضرب المثل فارسی است که میگوید “انگلیس با پنبه سرت را از تنت جدا میکند و خونت را میاشامد. و روس،ها هیچ زبانی جز زبان زور را نمیفهمند“. این پندار ها، آنروز درست بودند و امروز نیز کاملا درست هستند
با در نظر گرفتن آنچه که بیان شد، باید بدین امر توجه نمود که بزرگترین اصل در استعمارگری مربوط است به مردم استعمار شده. اگر چند گامی به گذشته برگردیم خواهیم دید که روس ها پس از اشغال ایران در سال ۱۹۴۱، برای اینکه بتوانند استانهای آذربایجان و کردستان را ز ایران جدا کنند، نیاز به خاینین ایرانی داشتند که خیلی براحتی آنان را پیدا کردند، جعفر پیشه وری و یاران او در آذربایجان قاضی محمد و همراهانش در کردستان
در سال ۱۹۴۶، یک سال پس از پایان یافتن جنگ دوم جهانی، هنوز روسها از ایران بر خلاف معاهده و پیمانی که شش ماه پس از پایان جنگ کشور را تخلیه کنند، خارج نمیشدند و اجازه نمیدادند که نیروی دولتی برای سرکوبی آن خاینین رهسپار شود
ایران بر علیه روسیه شوروی به شورای امنیت سازمان ملل شکایت برد. در آن هنگام هنوز سازمان ملل مراحل نخستین زندگی خود را میگذراند و تا اندازه ای مستقلا کار میکرد. اگر چه ایران همکاری دولت آمریکا، بویژه پرزیدنت ترومن را داشت. شورای امنیت در برحق بودن ادعای ایران رای داد و به شوروی دستور دادند که باید از ایران خارج شود. شوروی که چنین رایی را پیش بینی میکرد، پیشا پیش ترتیبی داد که نیروی خود را از ایران خارج خایینین کند و بشورا این تصمیم را آگاهی داد. پس از خروج نیروی شوروی، قوای ایران بسوی آن دو استان رهسپار و خایینین را از بین بردند و باگرمی بسیار مردم روبرو شدند. دار و سته پیشه وری به به روسیه گریختند. استالین از او استقبالی نکرده و از وی متنفر بود و او را مسَول در شکست شوروی در غرب ایران میدانست. بالاخره از قرار معلوم در در یک تصادف در گذشت که میگویند توسط مامورین امنیتی شوروی کشته شد. قاضی محمد دستگیر و اعدام شد
در این زمان بمانند بسیاری از مردم بر این اندیشه ام که چرا شورای امنیت تشکیل نمیگردد و چرا سازمان ملل خاموش مانده است. چرا دول بزرگ و توانای دنیا که دایم دم از آزادی میزنند در مقابل کارهای نا بجای پوتین خاموش مانده اند. ایا آنان بر این اندیشه اند که میتوانند پوتین را مجاب کند که دست از این تجاوزات خود بردارد. آیا میترسند که چنین اعمالی از سوی آنان ممکن است منجر بجنگ شود؟ یقین است که اگر او را بحال خود بگذارند دنیا را بخاک و خون خواهد کشید و آغاز جنگ امری خواهد بود حتمی. شاید نه در آینده بسیار نزدیک. اگر دول غرب بدین اندیشه اند که پوتین را بجای لشکر کشی به دیپلوماسی سوق دهند، آنان جز اتلاف وقت کاری دیگر انجام نمیدهند. تاریخ نشان میدهد که روس ها بیش از سایر ملل متجاوز، به وعده های خود پا بند نیستند و برای آنان نگهداری عهد و پیمان دارای اصلی است بی معنی. آنان در زمان حمله به لهستان در دهه ۱۹۳۰، دو پیمان و عدم تجاوز با آن کشور را داشتند
خطر بزرگ دیگری که کشور های باختری را تهدید میکند، چین است، آنها با چنین الگویی چه کار خواهند کرد؟ آیا در جای پای پوتین پا خواهند گذاشت؟ چینی ها نشان داده اند که در چنین رویدادهایی دست کمی از روس ها ندارند: اعمال آنان در باره ایجاد جزایر مصنوعی در اوقیانوس آرام، و در حیطه ممالک کوچک دیگر برای ایجاد جایگاه های ارتشی ، نقل از برنامه های آینده آنان میکند.ممالک باختری باید تصمیم بگیرند که چه میخواهند، آیا در دنبال یک هیتلر و استالین و موسولینی دیگر در سده بیست و یکم هستند؟ تضیقات تجارتی کاری را درمان
. نمیکند. دیکتاتورهای امروزه گوششان بدین عوامل شنوایی ندارد
جناب آقای “بایدن”، سرکار آقای “بوریس جانسن” وحضرت آقای “امانویل ماکرون”؛ دعا کردن و لابه بدرگاه حق تعالی دردی از بدبختی های مردم ستم دیده “اوکریان” را دوا نمیکند. آنان برای دفع شر از این خرس بزرگ وحشی نیاز به اسلحه و تجهیزات نوین و یاری مالی دارند. اگر امروز به خاطر بهبود موقتی و نا پایدار خود به آنان کمک نکنید، فردا خودتان در جایگه مردم و دولت اوکرین قرار خواهید داشت. اکنون چین نیز دنباله روی روسیه در این گیر و دار میباشد. هیولایی که دولت های شما آنرا بوجود آوده اند
[1] -Chancelry.
[2] – Oranienburg.
[3] -Dachau.
[4] – Hindenburg.
[5] – Fuhrer.
[6] – Versailles Treaty
[7] – Anschluss.
[8] – Chamberlain.
[9] – Sudetenland.
[10] League of Nations.
[11] – K.G.B.
[12] – F.B.S.- Federal Security Service.
[13] -Yeltsin.
[14] – Dmitry Medvedev.
[15] – Georgia.
[16] – South Ossetia
[17] – Moldova.
[18]– Moldova-Transnistria.
[19] Sevastopol.