جلاد نوک شمشیر را بر گردن او نواخت

خون بیرون چکید.. محکوم بدون أراده سر بجلو برد و جلاد با شمشیر سر از تنش جدا کرد …

در نگارش پیشین،  در باره تاثیر فرهنگ تازیان و آنچه  که در طی  ۱۵۰۰ سال گذسته بر مردم جهان آوردند و میاورند، نکاتی را متذکر شدم  و با  استناد به کتاب تاریخ “الفتوح” نگارش اعثم الکوفی، مورخ تازی سده سوم هجری قمری، گوشه ای از جنایات این فرقه را خاطر نشان نمودم. در پایان آن نوشته، بدین نکته اشارت کردم که تمدن تازیان را مجددا در آن بخش حساس دنیا، یعنی خاور میانه و خاور نزدیک و آفریقا و مکان هایی دیگر که دول بزرگ بخواهند، زنده کرده اند. در افغانستان و پاکستان، بن لادن و گروه او را آوردند  و دسته القاعده را ایجاد کردند و بجان مردم انداختند، در ایران خمینی و أعوان و انصار آن مرد غیر ایرانی را علم کردند، در دیگر نقاط خاور میانه و آفریقا گروه هایی بمانند داعش (ممالک اسلامی عراق و خاور و یا ممالک اسلامی عراق و سوریه) [i] را پایه گذاری نمودند. 

مجاهدین خلق را در ایران بوجود آوردند که جز جنایت نسبت به مردم و خیانت به کشور کار مثبت دیگری از آنان سر نزد. فیلم های جنگ عراق و ایران نشان دهنده این گفتار هستند که چگونه رییس این گروه، رجوی،  نقشه جایگاه انبار های  اسلحه ایران به نیروی صدام و عراقی ها عرضه میکرد.  دولت آمریکا این دسته را در هشتم ماه اکتبر ۱۹۹۷از گروه تروریستی وزارت خارجه آمریکا  خارج کرده است. اینکار صرفا جهت ایجاد دشمنی بر علیه ملایان حاکم بر ایران انجام گرفت. ملایانی که کارتر برای برداشتن شاه به یاری دول انگلیس و فرانسه و آلمان بروی کار آورد. برای آنان تجزیه ایران نه تنها اهمیتی نداشت، شاید در نظم کلی آنان عملی پسندیده و قابل پذیرش بود.  در صورت موفق شدن آنان، شکی در میان نبود که کشور دچار جنگ داخلی میشد و آنچه که در سوریه رخ داده بود در ایران تجدید میگردید.

گروه های تروریستی که در طی چند دهه گذشته در خاور میانه و خاور نزدیک و آفریقا تشکیل شده اند، بسیارند که اهم، آنها عبارتند از : داعش، القاعده[ii]، اتحادیه جامعه اسلامی[iii]، الشباب[iv]، لشکر اسلام[v]، انصارالدین[vi]، بوکو-حرام[vii] و تعدادی زیادی دیگر. مرکز و منبع گروهی از اینان، عربستان سعودی بوده و هست که  در راس آنها القاعده قرار داشت که تحت نظر اوسامه بن لادن که از تازی های عربستان است تشکیل یافته بود.  در رویداد یازده سپتامبر، بیشترین تروریست ها از شهروندان عربستان بودند. 

از میان این گروه ها، چهار دسته در رده بالا قرار داشتند  که عبارت بودند از: داعش، بوکو-حرام، طالبان و القاعده.  که ۷۴٪ از جنایات انجام شده توسط این چهار گروه صورت گرفته بود. بیشترین قتل و عام آنان در دهه دوم سده بیست و یکم بود، که در بین  سالهای بین  ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ بیش از ۳۲۰۰۰ نفر را شامل میشود. و ازآن ببعد سیر نزولی مییابد و در سال ۲۰۱۹ به ۱۴۰۰۰ نفر میرسد، بعبارت دیگر یعنی ماهی بیش از هزار نفر بدست این جنایتکاران کشته میشدند. 

آرزوی نهایی این گروه ها بر گرداندن قوانین مدنی کشور ها به شریعه و اجرای قوانین اسلامی است که بیش از ۱۵۰۰ سال پیش بوجود آمده بود. این قوانین شرع،  که  بزور شمشیر و قتل عام و چپاول و غارت مستقر گردیدند، برای آنزمان در پایین ترین سطح تمدن بشریت قرار داشت،  تا چه رسد باین روز و سده بیست ویکم. معهاذا بیشترین مورخین اروپایی و آمریکایی کوشش میکنند که تمامی تمدن کهن دنیای خاور میانه و نزدیک را که از تمدن یونان مجزا هستند بنام تمدن اسلامی به خورد مردم بدهند. بدین سان به عدم شناسایی کشورهای بزرگ آن نواحی و تاثیرات آنان  در تمدن دنیا کمک کنند. 

کارهاییکه توسط این گروه های حیوان صفت انجام شده  و میشود، آیینیه ایست از آنچه که تازیان در ۱۵۰۰  سال پیش انجام داده اند و. که امروزه به منصه ظهور میرسانند، یعنی آنچه که خلفای راشدین در صدر اسلام  کردند. برای نمونه، مجددا از کتاب الفتوح این نکات را برای شما میآورم که تشابه آنچه که مسلمین در آغاز اسلام انجام داده اند و آنچه را که امروز روی میدهد خود ببینید و دریابید که  آنچه در صدر اسلام روی میداد، همانست که این گروه امروزه تشویق به کاربرد آن میکنند. دین اسلام بر تشویق یک مشت مردم بیفرهنگ و بی تمدن استوار شده است که بهشتی وجود دارد که در آن حوریانی هستند که هیچوقت بکارت آنان از دست نمیرود، انواع اغدیه و مشروبات بحد وفور در آنجا برای بهشتیان وجود دارد. و اگر شما مسلمانان در جنگ بر علیه کافران کشته شدید در بهشت جای خواهید یافت و از مزایای بیشمارآن بهره خواهید گرفت. و اگر در جنگ پیروز شدید، زنان و دختران دشمنان از آن شما خواهد بود و اموال آنان غنیمتی است برای شما.  برای یک مشت تازی بیابان گرد آیا چیزی بهتر از این دعاوی وجود دارد؟ البته که خیر. برگردیم به اصل موضوع:   

درزمان ابوبکر، برای رفع غایله قبیله “کنده” که بر علیه خلافت شوریده، و کار را  بر زیاد بن لبید، امیرلشکر ابوبکر  تنگ کرده بودند. بناچار خلیفه، عکرمه بن ابی جاهل را به یاری زیاد بن لبید به سوی حضرموت میفرستد.” چون عکرمه به آبادی “دبا”[viii] رسید، اهالی آن دیار با وی موافقت نکردند و جنگی در بین آنان در گرفت. سردار ایشان، لقیط بن مالک با عکرمه در جنگ شد. جنگ سختی، که بشکست مالک منجر گردید و او به حصار شهر پناه برد.” عکرمه در تعقیب او برفت و حصار را بگشودو اکثر مهتران ایشان را بکشت و زنان ایشان را برده گرفت و چهار صد برده و سیصد شتر به مدینه فرستاد. ” نتیجه ای از پیروزی پیروان اسلام.

در حضرموت،[ix] پس از تسلیم شدن اشعث، “زیاد (سردار ابوبکر) روی به حصار اورد و یک، یک مردان جنگی را پیش میخواند و جلاد را میفرمود که سرش از تنش بیاندازد…” زیاد اشعث را با خانواده اش بعنوان اسیراب جنگ به مدینه نزد خلیفه ابوبکر فرستاد. 

چرا میبایست شکست خورده گان را که در خواست صلح میکنند و حاضر به عقد قرار داد است  از دم شمشیر بگذرانند؟ آیا نمیشد که برای اشاعه دین ، اگر منظور نظر آن بود، آنا نرا بخشید  تا بزندگی خود ادامه دهند؟ اگر فکر میکنید که رویه زمان اینطور ایجاب میکرد، چنین تفکری اصلا درست نیست، زیرا از سده ها پیش تاریخ نشان دهنده واقعیت دیگری است.  اگر مردان جنگی را میکشتند، چرا زنان و کودکان را به اسارت و بردگی میبردند؟ باید دانست که منظور فقط چپاول و غارت و دزدی بود نه اشاعه دین که بهانه بود برای اینکار.

 نهیل بن اوس الانصاری در باره قتل اهالی دباء بدست عکرمه اینطور میگوید: “آنروز در آن کشتگان مینگریستم، تشبیه میکردم به کشتگان بنی قریظه،… آن روز رسول علیه السلام ایشان را بدوزخ میفرستاد.” یعنی “زیاد” بر روش پیامبر اسلام با دشمنان خود رفتار نمود. چرا نهیل بن اوس الانصاری فکر میکرد که محمد با کشتن یهودیان آنان را به جهنم میفرستاد؟‌ مگر یهودیان دارای کتاب نبودند؟ مگر بسیاری از قوانین قران بر دستورات تورات بنا نشده است؟‌ مگر نه اینکه محمد دین یهود را برسمیت نشناخته بود؟ پس چرا؟ برهان رسول بر چه پایه ای بود؟ 

 برای دریافت بهتر، داستان جنگ با بنی قریظه  را در مدینه بطور خلاصه برای برخی از خوانندگان که ممکن است آگاهی وافی از آن نداشته باشند توضیح مختصری میدهم.  در ان زمان سه طایفه یهودی در مدینه مشغول کار و کسب و تجارت بودند : بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه.  که طوایف  متمولی بودند. زمانی که جنگ خندق پایان یافت، محمد خودرا آزاد پنداشت که کارش باتمام رسیده است، ولی جبرییل در همان زمان  وحی  بوی میرسا ند که بیدرنگ میبایست بجنگ بنی قریظه روی آورد! (بنی قریظه در تجارت طلا و جواهرات بودند و باغات زیاد خرما  داشتند و دارای احشام بسیار بودند).  بدین عبارت، محمد بلافاصله علی را با لشکری بسوی آن قبیله میفرستد و خود نیز بدنبال او روان میگردد. دژ بنی قریظه را محاصره میکنند که اینکار بمدت بیست و پنج روز بدرازا میکشد. مردم قبیله که مستاصل شده بودند، تقاضای صلح مینمایند که محمد نمیپذیرد و درخواست تسلیم بلا شرط را میکند. عدم چاره باعث آن میگردد که روسای بنی قریظه آن شرط را قبول میکنند و در باره سر نوشت خود با حکمیت یکی از اعضاء طایفه “اوس” موافقت مینمایند. ( دو طایفه بزرگ عرب پیش از هجرت در یثرب یا مدینه زندگی میکردند؛ یکی اوس و دیگری خزرج بودند که گروهی از آنان اسلام آوردند و بنام انصار نامیده شدند) از آن قبیله شخصی بنام سعد بن معاذ به این سمت گماشته میشود. 

سعد رای میدهد که تمامی مردان طایفه را گردن بزنند و زنان و کودکان را ببردگی ببرند و اموال و مواشی آنان را جز غنیمت محسوب کنند. محمد از این امر که میل باطنی او بود، بسیار راضی و خوشنود گردید. توصیه و میانجی گیری افراد بزرگ قریش و تقاضای آنان از محمد که نباید دست به چنین کاری نادرستی  بزند، مورد موافقت او قرار نمیگیرد. بیست و چهار ساعت پس از این فتوی، محمد دستور میدهد که گودالی در میدان شهر بکنند و به علی و زبیره ابن العوام دستور اجرای گردن زدن مردان و جوانانی را که موی زهار آنان قابل مشاهده بود (یعنی بالغ محسوب میشدند)، میدهد. درانجام چنین کار وحشیانه تمامی افراد ذکور آن طایفه را کشتند همه اموال آنان از قبیل باغ و مزارع خرما و گله بزو شتران را بغنیمت بردند و زنان و دختران آنان را به بردگی و کنیزی میگیرند. ٰعین اینکار را در پیش، با قبیله  بنی نضیر کردند با این تفاوت که اموال آنان را گرفتند اما مردان شان را ااز لبه تیغ نگذرادند.  

در میان زنان اسیر، دختر یهودی بود بنام ریحانه که مورد توجه محمد قرار میگیرد و او در خواست میکند که ریحانه بدین اسلام در آید تا محمد بتواند با وی ازدواج کند. ریحانه نمیپذیرد و بصورت کنیز باقی میماند، از آنچه که آمده است وی بعد ها به ازدواج  با محمد تن در میدهد!

در این واقعه به روایت های مختلف بین ۵۰۰ تا ۹۰۰ نفر از مردان و جوانان  یهودی را گردن میزنند و بطور کلی آنچه که بیشترین مورخین بدان متفق القول هستند، تعداد مقتولین در حدود ۷۵۰ نفر بودند. این حادثه  در سال پنجم هجری قمری در اواخر ماه ذی القعده انجام میگیرد (اپریل ۶۲۷ میلادی ) و یکی از رویدادهای ننگین است از تاریخ اسلام که با سایر واقعات دیگر هم آهنگی کاملی دارد؛ یعنی نشانه ای بود از توحش و بربریت تازیان و رفتار آنان با سایر گروه ها و مردم دیگر. 

اگر میپندارید که اینکار مربوط میشود به ۱۵۰۰ سال پیش، اجازه دهید به سده بیستم برگردیم و شمه ای از وقایع آنزمان را بررسی کنیم: در سال ۱۳۲۲ هجری شمسی یک ایرانی از یزد بنام “ابوطالب یزدی در سن بیست و دو سالگی برای اجرای حج تمتع ،  از یزد به عراق  میرود، و بنا بگفتاری با شتر از عراق  بسوی حجاز رهسپار میگردد. وی پس از وقوف در عرفات وارد مسجد الحرام میشود. در آنجا بسبب ناراحتی معدی دچار استفراغ میگردد و برای آنکه صحن مسجد را آلوده نکند فرآورده استفراغ را در احرام خود نگه میدارد.

 در این هنگام تازیان دیگر متوجه این وضعیت شده و او را بباد کتک میگیرند و در نتیجه احرام باز و مواد استفراغ بر زمین مسجد میریزد. شرطی (پلیس سعودی) ها در میرسند و او را بجرم ریختن نجاست به صحن مسجد و توهین به مقدسات اسلامی، بزندان منتقل میکنند. ابوطالب را در روز ۱۲ ذی الحجه، محاکمه و مجرم میشناسند و محکوم به مرگ میکنند. کسی گوش به اینکه  عمل آن مرد در نتیجه  بیماری او بوده،  نمیدهد زیرا از آن اندک شعور بی بهره بودند.  روز ۱۲ ذی الحجه که مصادف میشد با روز به قدرت رسیدن آل سعود  و شهر مکه  در جشن و سرور بود، ملک عبدالعزیز که برای نماز به مسجد آمده بود، حکم اعدام ابوطالب را بدست وی میدهند و او آن حکم را تایید مینماید.

ابوطالب را ۵۰ نفر از افراد شرطه  (پلیس) از مرکز پلیس به جلوی بازار صفا و مروه میبرند. او را بر سکوی اعدام میگذارند و دستهایش را میبندند. یکی از شرطه ها چیزی به تازی در گوش او میگوید که احتمالا حکم اعدام اوبود و آن بینوا قادر بدرک کلمه ای از آن نبود. آنگاه جلاد با نوک شمشیر خود ضربه ای بر گردن او زد  که خون از جای آن جاری  شد. محکوم بدون اختیار گردنش را بجلو برد، در آنزمان جلاد با شمشیر بر گردن او زد. متاسفانه ضربه این شمشیر کاری نشد و فقط بخشی از گردن جدا گردید و جلاد مجددا با ضربه دیگری گردنش را از بدن جدا نمود.  وحشی گری که در هیچ جای دیگری جز ممالک اسلامی دیده نمیشود. 

هنگامی که جسد او را در پزشکی قانونی به ایرانیان تحویل دادند، بدستور اولیای سعودی، سرش را از پشت بگردن دوخته بودند، بدین روی که در روز حشر مردم بدانند که وی در خانه خدا مرتکب جرمی شده است!! در ایران آیت الله ها بر چنین امری ایراد گرفتند و بمانند معمول

 سخنان بی ارزش زیادی گفتند ولی هیچیک اظهار نداشتند که مسلمانان ایران باید از رفتن به مکه و ریختن پول در جیب اعراب وحشی  خود داری کنند. 

در مرحله دیگر: دریازدهم مارچ ۲۰۰۲ مدرسه دختران شماره ۱۱ در مکه آتش گرفت. مدرسه ای که در آن زمان ۸۵۰ شاگرد و ۵۵ کارمند داشت. درب های مدرسه را بدستور هییت امر به معروف و نهی از منکر سعودی، که هم چنین بنام متعاوین نیز خوانده میشوند[x]،   بستند تا شاگردان که دارای حجاب کامل اسلامی برای خارج از مدرسه نبودند، نتوانند از آنجا خارج شوند. در این حادثه ۱۵ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شدند. همان گروه متعاوین باعث شدند که نگذارند گروه آتش نشانی وارد مدرسه گردند. خبر گذاری بی.بی.سی. عین این گزارش ها را تایید نموده بود. 

در سال ۲۰۱۴، در دانشگاه سعودی، دانشجوی زنی بطور ناگهانی سخت بیمار میگردد و علایم یک سکته قلبی را نشان میدهد. مدیریت دانشگاه از دخالت افراد پارامدیک برای کمک بیمار بعلت آنکه آنان مرد بودند جلوگیری بعمل آوردند و آن جوان بیمار جانش را از دست داد. 

جنسیت یاری دهندگان چرا میبایست نقشی در کار آنان داشته باشد؟ فقط در اسلام است که چنین پدیده ای وجود دارد که از کوته نظری گردانندگان مذهبی سر چشمه میگیرد. امیدوارم که در آینده، خصوصیت چنین رویدادهایی را که در پاکستان و افغانستان شاهد آنها بودم برای شما نقل کنم. 

این اوضاع تا روزی که مردم این کشور ها در بی فرهنگی و بی تمدنی غوطه ور هستند و کورکورانه دستورات یک مشت مفتی و آیت الله های بیخرد را میخورند ادامه خواهد داشت.


[i] – Islamic State of Iraq and Syria, or Islamic State of Iraq and Levant. 

[ii] – Al Qaeda

[iii] – Islamic Jihad Union

[iv] – Al Shebab

[v] – Army of Islam

[vi] – Ansar- al-Din

[vii] – Boko-Haram

[viii] – سه شهر بنام دبا در شبه جزیره عربستان وجود دارد که جزیی از کشور امارات هستند: دباء الفیجره؛ دباء الحصن و دباء البییه

[ix]-حضرموت، امروزه یکی از استان های خاوری کشور یمن میباشد  

[x] – Committee for the Popagation of Virtue and the Prevention of Vices.  

Leave a comment