برخورد هم میهنان “ایرانی- آمریکایی” با مسایل روز
یقین دارم که با این اصطلاح “کاسه داغ تر از آش” بخوبی آشنایی دارید. گفتاری که در این روز ها بیش از پیش در باره بیشترین ما مردم صادق است. رفتار و گفتاری را که گروهی از این هم میهنان ایرانی ما در پیش گرفتند، بدید من، شایسته کسانی که با فرهنگ و دانش خود را هم بر میدانند، نمیباشند. روی دادهای اخیر در کشور ما، پس از انتخابات ماه نوامبر ۲۰۲۰، باعث آن شده است که این دوستان کوشش مینمایند که عقاید شخصی خود را با حرص و ولعی که از حد توازن خارج است بدیگران تحمیل نمایند. با سوگ بسیار در این ره کار را به جایی رسانده اند که گفتار و نگارش آنان بیشتر با ناسزا گفتن همراه است تا با منطق. اینطور اندیشه میکنند که اگر ابراز عقاید خود را با دشنام و توهین به دیگران همراه کنند، اثر آن ها بیشتر و کامل تر خواهد بود؛ اشتباهی است بزرگ، که تصور شود چنین گامی معرف وجود تکامل رشدی و فرهنگی خواهد بود.
روزی نیست که نگاهی به رسانه های عمومی و اجتماعی بنمایم و با ناسزا گویی برخی از دوستان برخورد نکنم. هدف بیشترین آنان، و در این زمان، قانون گزاران کنگره میباشند که در حزب مخالف دولت کنونی(آقای ترمپ) قرار دارند. رقابت و مخالفت بجا با عقاید دیگران، امری است که باعث پیشرفت قدرت تفکر بشری میگردد و راه ترقی را باز میکند. ولی هنگامی که این عمل از ترغیب به تخریب تبدیل شود، تاثیری معکوس خواهد داشت. چنین کاری را هیچ عقل سلیمی پذیرا نخواهد بود.
راه نا درستی را که این دوستان در پیش گرفته اند و با اندوه فراوان باید بپذیرم که در این راه چنان پیش میروند که پای بندی به اصول و قواعد جاری را بکلی از گردونه خارج میکنند. در نتیجه چنین امری، رویدادهایی، که ناشی از کوته بینی و فراموش کردن پایه های اخلاقی و فرهنگی است، ایجاد و غالب میگردند. برخی از این هم میهنان خود پرستی و خود بزرگ داشت را به بالا ترین سرحدّ میرسانند و خود را مظهر هر دانشی میدانند:
اگر موضوع در باره پزشکی باشد؛ از هر پزشک و استاد پزشکی در جریان امر واقف ترند؛
اگر گفتگو در باره مهندسی ساختمان و معماری باشد، هیچ مهندس و معماری بپای آنان نمیرسد؛
اگر بحثی در باره فیزیک و اتم و الکتریک بمیان آید، کیست که بتواند با آنان برابری کند؛
رومل[1] و مونتگمری[2] و ژوکف[3] در مسایل ارتشی، انگشت کوچک آنان نیز حساب نمیشوند؛
اما از همه داغ تر و پر آب تر، امروزه، موضوعات سیاسی خواهند بود، و پیش خود متصورند که چون دیسراییلی[4] بدنیا آمده و به مثابه چرچیل[5] از دنیا میروند.
در ابراز عقیدت خود آنقدر مصرند که در قبال آن، باور دیگران برای آنان پشیزی ارزش ندارد و بدین روی آنها را بدیده تمسخر می نگرند.
متاسفانه، گروهی از این هم میهنان، خودخواهی را بدان درجه میرسانند که هر توهینی را که میخواهند بی محابا بدیگران میکنند. برای اثبات دید خود از هیچ عملی روی گردان نمیشوند، حتی اگر چنین کاری نا پسند و از فرهنگ و تمدن بدور باشد.
به تمام این اعمال غیر منطقی ، به بهانه دارا بودن “آزادی بیان و نگارش” بکار خود صحه میگذارند و انجام آنها را درست میدانند. این بزرگترین اشتباه است که مرتکب میشوند. متاسفانه بیشترین ما ایرانیان، معنی آزادی را نمیدانیم و نمیتوانیم درک کنیم که آزادی دارای محدودیت بسیار است. نخست باید دانست که آزادی مطلق در شان حیوان است و نه انسان. اعمالی که در این موارد از برخی از هم میهنان ما سر میزند، رابطه ای با معنی اساسی آزادی ندارد و از این رو واقعیت حقیقی به آسانی در بوته اجمال گذاشته میشود. این گروه باید درک کنند که بین آزادی با آنارشیسم فرقی فاحش وجود دارد. این امر که توهین و دشنام به دیگران در محدوده آزادی قرار نمیگیرد، باید پیوسته در مد دید خود قرار دهند .
دانشمند و فیلسوف فرانسوی سده نوزده و بیست، “ژان اکارد”[6] در باره آزادی شعری دارد که آنرا با این جمله پایان میدهد: “آزادی تو در آنجایی که آزادی من آغاز میشود پایان مییابد.”
اعمالی که از سوی برخی از هم میهنان ایرانی ما در قبال گروهی از سردمدارن مخالف دولت کنونی ما در محیط اطلاعات عمومی امروزه روی میدهد، کمتر در رفتار مردم فهمیده آمریکایی مخالف آنان به ظهور میرسد. “آری، گروهی از ما کاسه داغ تر از آش هستیم.”
[1] – Johannes Erwin Rommel 1891-1944
[2] – Bernard Montgomery 1887-1976
[3] – Georgy K. Zhukov 1896-1974
[4] Benjamin Disraeli 1804-1881
[5] – Winston Churchill 1874-1965
[6] – Jean Aicard 1848-1921